کودکان فراگیرندگان فعالی هستند.آگاهی از این امر باید برای مربیان تربیت بدنی کمی آسودگی فراهم آورد
با این وجود اگر فعالیتهای جسمانی به عنوان رفتار اولیه ای که کودکان فرا میگیرند شناخته شود به نظر میرسد که تربیت بدنی با طبیعت کودکان متناسب است . گاهی مدرسه این ویژگی مهم کودک را نادیده میگیرد . محدودیت هایی که بر سر راه تحرک کودکان یا شرکت فعالانه در طول دوره کلاس قرار گرفته در خور توجه می باشد . طرح معمول اجرای یک کلاس تربیت بدنی را در نظر بگیرید
کودکان به آرامی به درون سالن ورزشی قدم میگذارند
آنها خودشان را در صفهای تیمی یا اشکال استاندارد دیگر نظم می دهند
آنها دست به سینه و با نگاه به معلم خود آرام و ساکت می نشینند
آنها به آرامی به دستورات معلم گوش می دهند
آنها در واکنش به توصیه های معلم حرکت می کنند
وقتی معلم به کودکان می گوید وسایل را سر جایشان بگذارند و به آرامی و به صف سالن را ترک کنند زمان پایان کلاس فرا رسیده است
برای بیشتر معلم ها این شرایط کلاس خیلی خوب را به تصویر می کشد . با این وجود اولین نگرانی معلمان جدید ( همانند بسیاری از معلمان با تجربه ) مدیریت کلاس است . همچنین مدیران و والدین توقع دارند معلمان کنترل کلاسهایشان را به دست گیرند . بارزترین نشانه مدیریت موثر کلاس زمانی است که بچه ها تکالیف تعیین شده معلم را به آرامی تمرین می کنند . هر چند که سرو صدا و بی نظمی پیشنهاد نمی شود اما معلم ممکن است هنوز نگران باشد که وسایل و زمان لازم برای به دست آوردن چنین کلاسی تلف شده است
مشکلاتی در مدیریت کلاس اغلب در آموزشش پیش دبستانی وجود دارد . تاکید بر یادگیری مستقیم از معلم در یک محیط محدود، شور و نشاط و توسعه یادگیری در کلاس را از بین می برد . در یک محیط بازی بچه ها به یادگیری ترغیب می شوند . آنها به نوبت طرحهای بازی را برای همدیگر توضیح می دهند و با توجه به تواناییهای فزاینده خود به حل کردن مسايل پیچیده و تصمیم گیری مشغول می شوند . در محیط مدرسه سنتی علایق و عقاید کودکان در مقایسه با علایق و عقاید معلمان کمتر مورد تایید قرار می گیرد . چنین تمهیدات یک جانبه ای در بین کودکان ممکن است به خاتمه زود هنگام پاره ای از نقش آنها (به عنوان دانش آموز و یکی از ارکان مدرسه ) منجر شود
همچنین در مدت زمانی که صرف می شود استاندارد رفتاری تحت فرمان معلم ، مورد قبول واقع شود، فرصت یادگیری به هدر میرود . مدت زمانی را در نظر بگیرید که در کلاسهای زیادی به انتظار پیروی از یک استاندارد رفتاری صرف می گردد . مانند مدت زمان تشکیل یک صف مستقیم، ساکت نشستن ، وسایل را بی حرکت نگه داشتن یا نگاه کردن به معلم . بسیاری از معلمان توجیه می کنند که دانش آموزان به این موقعیتها نیاز دارند تا کنترل خود را بیاموزند . متاسفانه در بعضی از این محیط ها آنها حتی تغییر ظاهری بسیار کمی را در رفتارشان به کار می بندند
در نهایت تاکید بر مدیریت در دوران پیش دبستانی نا بجا می باشد زیرا از نظر توسعه نا مناسب است . کودکان فقط فراگیران فعال نیستند ، آنها به سبب قدرت استدلال بسیار بالا موجودات فعالی هستند . پیاژه در نظر یه خود استدلال می کند که کودکان از طریق شنوایی و تفکر چقدر می توانند یاد بگیرند . مرحله (تفکر قبل از عمل ) نشان می دهد که کودکان از 6 یا 7 سالگی شکل دادن تصاویری را در مغزشان شروع می کنند . به عبارت دیگر ، توانایی کودک برای شکل دادن یک طرح منطقی برای تحرک کاملا محدود می باشد . از این رو ، او به تحرک و فعالیتهای دستکاری جسمانی به عنوان یک ویژگی آموزشی نیاز دارد. علاوه بر این ، تمایل به موفقیت یا رقابت ، کودکان را به انطباق و وفق دادن اطلاعات ادراکی سوق می دهد همان طور که فعالانه در یادگیری یک وظیفه شرکت می کنند . بنابراین در حالی که دانش آموزان فعالانه به تمرین مهارت درگیرند ، ارايه اطلاعات قبل از مشارکت ممکن است به اندازه آموزش (به عنوان عامل تقویت کننده ) مفید نباشد . علاوه بر این ، در نظر بگیرید که کودکان قابلیت زیادی برای یادگیری از یکدیگر دارند . به یقین تمرین بی سر و صدا با کاهش بازخوردها از سوی همسن و سالانشان مانع یادگیری آنان از دیگران می شود . همچنین فرصتهای حل کردن مشکلات همسن و سالان نیز از این طریق حذف می گردد
با خوردن غذاهايي که محتواي کالري آنها بيش از نياز بدن ما باشد، اين کالري اضافي به صورت چربي در مناطق سينه، شکم و رانها جمع شده و گاه به صورت گره هايي در زير پوست احساس مي شود نظريات متفاوتي در مورد چگونگي انباشته شدن چربي وجود دارد. بعضي از دانشمندان عقيده دارند اين چربي ها به صورت ساده در بين بافتهاي پيوندي ذخيره مي شوند که در سايت علميDrMirkin.com به اين مطلب اشاره شده است و ديگران بر اين عقيده اند که چربي ها به صورت گلوله هايي هستند که علاوه بر چربي داراي آب و مواد زائد مي باشند و محيط مناسبي براي رشد ميکروبها به شمار مي روند که به آساني و با رژيمهاي لاغري معمولي نيزتحليل نمي روند. در تأييد اين ادعا مي توانيد به مطالبي که در سايتcellasan.nu در رابطه با سلوليت * (چربي اضافي) آورده شده مراجعه کنيد.
چاقي هاي موضعي حتي در سنين 13 يا14 سالگي هم ديده مي شوند ولي با شروع قاعدگي در زنان و ترشح بيشتر هورمون استروژن و پروژسترون بيشتر بروز مي کنند.
مسأله ارث در ايجاد چاقي موضعي تأثيري ندارد بلکه اين شرايط زندگي و زياده روي ما است که آنرا به وجود مي آورد.
کسانيکه به صورت بي رويه از قرصهاي ضد بارداري، آرام بخش، مسکن و قرصهاي ضد اشتها مصرف مي کنند، پس از مدتي ممکن است دچار چاقي موضعي شوند.
اما چگونه چاقي موضعي را از بين ببريم؟ يا به عبارتي کمر باريک شويم.
بر اساس کتاب "درمان چاقي موضعي" ** ، درمان چاقي موضعي شش اصل دارد.
رژيم غذايي مخصوص
دفع مواد زائد
تنفس صحيح و رساندن اکسيژن
ورزش
ماساژ
آرامش رواني
اکنون به ترتيب به توضيح اين موارد مي پردازيم:
اول : رژيم غذايي درست
يک رژيم لاغري با کالري معين + حذف مواد غذايي مضر
نکته اساسي در لاغر شدن « اراده » است . اراده در « نه » گفتن به غذاهاي خوشمزه....
مواد غذايي که بايد بخوريد |
مقدار |
غذاهايي که بايد تا حد امکان محدود شود |
|
شير و ماست کم چربي |
2 ليوان در روز |
شکر و قند ( حتي المقدور محدود شود ) |
|
پنير کم چربي و کم نمک ( پنير ليقوان پرچربي است ) |
روزانه 30 گرم |
انواع و اقسام شيريني ها خصوصاً شيريني خامه اي |
|
دوغ کم نمک بجاي نوشابه |
غذاهاي سرخ کرده | |
|
ميوه ها (انواع مختلف) ترجيحاً به صورت خام و با پوست |
3 تا 4 عدد روزانه |
شکلات |
|
نوشابه، ژله | ||
|
ميوه هاي خشک شده مثل برگه، انجير خشک و کشمش |
تا 10 عدد روزانه |
روغن حيواني |
|
سبزي ها سبزي خوردن ، سبزي هاي سالادي و سبزيجات پخته |
5-3 پيش دستي در روز |
کره و خامه (به ميزان کم مفيد است ولي بيش از نياز نبايد مصرف شود) |
|
سس مايونز و کچاپ | ||
|
گوشت هاي (گوسفند، گوساله و مرغ بدون چربي) |
روزانه 150-100 گرم |
سوسيس و کالباس |
|
انواع ماهي |
هفته اي 1 يا 2 مرتبه |
سيب زميني سرخ کرده و چيپس |
|
جگر |
هر هفته |
نمک و ادويه |
|
برنج |
روزانه تا 10 قاشق |
خيار شور و ترشي هاي شور |
|
نان(سنگک و بربري بهترين نانهاست) |
روزانه 4 تا 6 کف دست |
ماهي دودي، پيتزا،بادام، پسته و فندق شور، ماهي تن با روغن و ديگر کنسروها که داراي روغن و نمک زيادي هستند |
|
بيسکويت سبوس دار |
قهوه و چاي بيش از اندازه |
«غذا بايد سريع الهضم باشد»
نياز انرژي يک فرد عادي به طور متوسط 2000 کيلو کالري در روز است. در افرادي که دچار مشکل چاقي هستند، رژيم لاغري مناسب بر اساس 1500 کالري تنظيم مي شود که فرد حداقل 2 کيلو گرم در ماه کاهش وزن پيدا کند.
صبحانه: 1 ليوان شير+ 2 کف دست نان سنگک (4 لقمه متوسط) + 30 گرم پنير (يک قوطي کبريت) + 2 عدد گردو
ساعت 10: 1 عدد سيب+ 1 عدد خيار ( يا 2 عدد ميوه فصل ) چاي و چند عدد توت خشک
ناهار: يک سيخ جوجه کباب که داراي 5 تا 6 تکه گوشت است + 10 قاشق برنج که بدون روغن پخته شده است + 1 ليوان دوغ+ 1 پيش دستي سبزي خوردن+ 1 کاسه ماست.
عصرانه: چاي و 2 عدد بيسکويت ساقه طلايي (سبوس دار)
شام: 1 عدد تخم مرغ پخته به همراه 1 قاشق مربا خوري کره + 1 کف دست نان + سالاد يک کاسه بزرگ + 1 قاشق مربا خوري روغن زيتون، آبليمو، فلفل و نمک خيلي کم + 1 کاسه ماست يا 1 ليوان دوغ
ورزش خصوصاً پياده روي يکي از راههاي مفيد سوزاندن انرژي است، پس آنرا ترک نکنيد.
از خوردن غذاهاي آماده در خارج از منزل بپرهيزيد زيرا نمي دانيد در غذا چه وجود دارد مثلاً چه ميزان روغن براي پخت غذا به کار رفته است. حتي المقدور از غذاهايي بخوريد که محتويات آن روشن است مثل کباب برگ به جاي کباب کوبيده.
بهترين راه پخت گوشت و مرغ براي کسانيکه رژيم دارند کباب کردن و بريان کردن در فر يا مايکروفر است. بدين طريق براي پخت، روغن اضافه نمي کني.
آب پز و سفت کردن تخم مرغ نيزبهترين طريقه پخت آن است.
سبزيجات متنوعي در ايران در دسترس ما وجود دارد. خانواده هايي که عادت دارند در کنارغذا سبزي خوردن ميل کنند، هميشه ميزان بالايي ويتامين، املاح و فيبر دريافت مي کنند. ( دريافت فيبر موجب کاهش جذب چربي غذا مي شود ) پس سعي کنيد اين عادت خوب را ترک نکنيد. در عين حال کنار گوشت کباب شده تا مي توانيد گل کلم پخته، اسفناج پخته، هويج و سيب زميني پخته ميل کنيد. ماست و اسفناج از دسرهاي مطبوع و راهي مناسب براي مصرف سبزيجات هستند . سبزيجات داراي کمترين ميزان کالري هستند، کالري آنها حتي يک سوم ميوه هاست. از اينرو مصرف زياد آنها علاوه بر فوائد بسيار تغذيه اي، موجب سيري و مصرف کمتر غذا مي شود .
يک سالاد خوب و لذيذ، پيش غذاي بسيار مناسبي است. سالادي که از کاهو، کلم برگ يا گل کلم، فلفل سبز، گوجه فرنگي، ذرت پخته، خيار و جعفري ريز شده + 1 قاشق ماست و 1 قاشق مربا خوري روغن زيتون + نمک و فلفل کم و سرکه، بهترين و سالم ترين نوع سالاد است. از مصرف سس مايونز با سالاد اجتناب کنيد.
براي شستن سبزيجات آنها را براي مدت طولاني در آب نخيسانيد و براي پخت از مايکروفر يا بخار پز استفاده کنيد، پخت را با مقدار کمي آب در ظرف بسته انجام دهيد.
در صورت تمايل 1 حبه سير در سالاد خود رنده کنيد و از فوائد ضد عفوني کننده و تصفيه کننده آن بهره مند شويد.
در بين روغنهاي خوراکي، روغن مايع، ذرت و آفتابگردان بهترين روغن ها هستند. البته در صورتي که در برابر حرارت زياد قرار نگيرند. مثلاً براي سرخ کردن مواد غذايي، روغن مايع مناسب نيست. روغن حيواني داراي کلسترول و روغنهاي اشباع است که موجب افزايش کلسترول خون و گرفتگي عروق خواهد شد، پس از مصرف آن بپرهيزيد .
مصرف جوانه گندم، پودر جوانه گندم و ماء الشعير بسيار مفيد است .
اگر در بين روز احساس ضعف شديد کرديد، اصلا جاي نگراني نيست. بهترين راه اين است که يک قاشق مربا خوري عسل بخوريد که قند آن سريع جذب شده و موجب بالا رفتن قند خونتان شود. ( حداکثر 2 تا 3 قاشق مربا خوري در روز )
مصرف نمک را به حداقل برسانيد، براي درمان چربي اضافه بدن اين نکته بسيار ضروري است .
روزانه حداقل 8 ليوان آب مصرف کنيد. هر چه با غذا مايعات مصرف نکنيد بهتر است. از 2 ساعت پس از غذا تا وعده غذاي بعدي هر ساعت 1 ليوان آب يا آب ميوه بخوريد .
يک نکته: مصرف يد مي تواند در رفع چربي هاي موضعي ياري رسان باشد. منابع غذايي يد عبارتند از:
ماهي و ميگو، تربچه، هويج، گوجه فرنگي، اسفناج، نخود فرنگي، توت فرنگي، قارچ، ترب، کاهو، سيب زميني، موز، کلم، زرده تخم مرغ، سير و پياز، لوبيا، تره فرنگي، انگور، گلابي و چاي .
آنتي اکسيدان ها نقش مهمي در حفظ سلامتي پوست دارند و در برابر نور خورشيد و ساير مواد مخرب محيطي از پوست محافظت مي کنند.
اين مواد به شکل ويتامين ، املاح يا فيتوکميکال ها ( رنگدانه هاي گياهي ) هستند که از تخريب غشاهاي سلولي توسط راديکال هاي آزاد جلوگيري مي کنند.
ويتامين C ، ويتامين E ، بتاکاروتن و ساير رنگدانه هاي گياهي نمونه اي از آنتي اکسيدان ها هستند که خطر بروز بيماري ها را کاهش مي دهند.
با توجه به اينکه پوست مانند يک سد حفاظتي براي بدن عمل مي کند، بايستي با رعايت يک برنامه غذايي مناسب اين سد حفاظتي را تقويت کنيد.
مطالعات علمي نشان داده مصرف يک رژيم غذايي کم چرب در افرادي که سابقه ابتلا به سرطان پوست را داشته اند، رشد سلول هاي سرطاني را کاهش داده است. در حالي که رژيم غذايي پرچرب اثر عکس داشته است.
طي يک مطالعه به تعدادي فرد مسن ( بالاي 70 سال ) که در کشورهاي اروپايي زندگي مي کردند، يک رژيم غذايي شامل ميوه ، سبزي ، آجيل ، ماست ، حبوبات ، تخم مرغ ، روغن هاي گياهي ، غلات سبوس دار ، چاي و آب داده شد. بعد از مدتي ديده شد افرادي که اين مواد غذايي را مصرف کرده اند ، نسبت به کساني که گوشت قرمز ، شير پرچربي ، کره ، سيب زميني سرخ شده و شيريني جات خورده بودند، کمتر دچار چين و چروک پوست شده اند. البته نبايد فکر کنيد که تغيير وضعيت برنامه غذايي شما (مثلاً از حالت دوم به حالت اول) مي تواند تمام چين و چروک هاي پوست شما را از بين ببرد يا جلوي پيرشدن پوست شما را کاملاً بگيرد. ولي اين هم غلط است که هر چه مي خواهيد بخوريد و فکر کنيد تاثيري روي پوست شما ندارد.
هر چيزي که مي خوريد، روي هر کدام از اندام هاي شما تاثيري مي گذارد و پوست نيز از اين تأثير مستثني نيست. شايد فکر کنيد استفاده از کرم هاي گران قيمت مواد مغذي لازم براي پوست شما را تأمين مي کنند. اما اينطور نيست. مصرف اين گونه کرم ها تغذيه کافي و مناسب را براي پوست فراهم نمي کنند.
- هر سلولي از بدن شما نياز به مواد مغذي گوناگوني دارد. بعضي از اين مواد مغذي مثل ويتامين ها، املاح و اسيدآمينه هاي ضروري ( که بدن قادر به ساخت آنها نيست ) بايستي از طريق غذا براي بدن تأمين شوند. براي ساخت ساير مواد مغذي توسط بدن ، بايد از يک تغذيه سالم و مناسب برخوردار بود. بنابراين هيچ کرمي نمي تواند جايگزين آن شود.
- ماليدن کرم بر سطح پوست باعث نمي شود که مواد مغذي به داخل سلول هاي پوستي نفوذ کنند و فقط تا زماني که آن را نشوييد ، روي پوست شما وجود دارد.
ميزان نفوذ ترکيبات اصلي کرم به داخل سلول هاي پوستي بستگي به نوع پوست شما، مقدار ترکيبات موجود در کرم، کارخانه توليد کننده آن و بسياري عوامل ديگر دارد. البته نمي توان گفت که تمامي کرم هاي موضعي بي تاثير هستند، ولي اغلب غير قابل اعتماد هستند.
به عبارت ساده تر، وقتي که ما مواد مغذي لازم براي پوست را از طريق غذاها دريافت مي کنيم ، اين مواد وارد جريان خون مي شوند و توسط جريان خون به سلول هاي پوستي بدن مي رسند.
تغذيه روي مکانيسم هاي پير شدن بدن تأثير مي گذارد. ممانعت از عمل اين مکانيسم ها، فرآيند پيري از جمله پير شدن پوست را آهسته مي سازد.
غذاهايي که براي حفظ سلامت پوست شما مفيد هستند، براي ساير سيستم هاي بدن و حفظ سلامتي کل بدن نيز تأثيرات مفيدي دارند.

فرآيند پيرشدن پوست به فيزيولوژي بدن هر فرد و عوامل مخرب محيطي مثل نورخورشيد ، باد و آلودگي هوا بستگي دارد.
تغذيه مناسب تا حدودي از پيرشدن پوست تحت تأثير عوامل داخلي بدن جلوگيري مي کند ، ولي تأثيري روي عوامل خارجي و محيطي ندارد.
البته براي کاهش اثر عوامل خارجي نيز روش هايي وجود دارد. مثلاً براي کاهش اثر نورخورشيد بر روي پوست، بايد از کرم هاي ضد آفتاب مخصوص ( با SPF حداقل 30 ) استفاده کنيد.
البته با مصرف غذاها نمي توان مقدار مواد مغذي را در سلول هاي پوستي خيلي بيشتر از حد طبيعي افزايش داد.
بعضي درمان هاي پوستي ( به خصوص آنهايي که اثرات سريع و چشمگيري در مدت زمان کوتاه دارند ) بر اساس ايجاد مقادير بالا و غيرعادي مواد مغذي در پوست انجام مي شوند. در بيشتر موارد، براي ايجاد اين مقادير زياد از روش هاي موضعي ( کِرم و... ) يا بعضي تکنيک هاي پزشکي مخصوص مثل الکتروفورز استفاده مي کنند، زيرا انجام چنين کاري از طريق خوردن غيرممکن و خطرناک است.
درمان موضعي با ويتامين C فقط با غلظت 10 درصد يا بيشتر، بر روي پوست موثر است. در صورتي که با مصرف قرص هاي خوراکي ويتامين C نمي توان به چنين غلظتي در سلول هاي پوستي دست يافت، زيرا ويتامين C يک ويتامين محلول در آب است و سريعاً از طريق کليه ها دفع مي شود. علاوه بر اين، دريافت مقادير بالاي ويتامين C از طريق مکمل ها، براي بدن مضر است و باعث پيدايش سنگ کليه ، اسهال و تهوع مي شود.
بعضي مواد براي مصرف موضعي پوستي بي خطر هستند ، ولي هرگز نبايد خورده شوند.
بعضي مواد مثل پپتيدها ( متشکل از چند اسيدآمينه ) و فاکتورهاي رشد به راحتي توسط آنزيم هاي گوارشي تجزيه مي شوند. اين مواد طي عبور از مجراي گوارشي، غيرفعال مي شوند. بنابراين بايد فقط به طور موضعي مصرف شوند.
بعضي مواد مغذي اگر خورده شوند ، نمي توانند به خوبي توسط مجراي گوارشي جذب شوند. اين مسئله زماني اتفاق مي افتد که فرد نوعي مشکل گوارشي داشته باشد، مانند کمبود اسيد معده . شايد هم مکمل خوراکي ضعيف باشد.
داشتن يک تغذيه متعادل براي حفظ سلامتي پوست لازم است. البته تغذيه مناسب باعث جوان شدن پوست بطور چشمگيري نمي شود ولي بي توجهي در مصرف مواد غذايي لازم، باعث مي شود پوست سريع تر دچار چين و چروک و پيري شود.
کمبود تعدادي از موادمغذي مثل ويتامين A ، ويتامين هاي گروه B و اسيدهاي چرب ضروري باعث ايجاد بيماري هاي پوستي مي شود.
کمبود خفيف مواد مغذي ( که عادي است و اغلب هم در نظر گرفته نمي شود ) باعث بيماري خاصي نمي شوند ، ولي قدرت بازسازي پوست را کاهش مي دهند.
بهبود وضعيت تغذيه در چنين حالتي باعث مي شود پوست جوان تر به نظر آيد و بعضي علائم پيري پوست از بين بروند.
به عبارت ديگر، رفع چين و چروک پوست و جوان شدن آن ، بدون دريافت مواد مغذي لازم امکان پذير نيست.
در نهايت بايد گفت دريافت بعضي مواد مغذي در مقادير بالاتر از حداقل مورد نياز ( يعني هنوز در محدوده دريافت استاندارد است نه بيشتر از آن ) براي حفظ سلامتي پوست موثرتر از زماني است که فقط با يک برنامه غذايي متعادل به بدن برسند.
انسان در تمامي لحظات، آگاهانه يا ناآگاهانه در كليه جنبه هاي زندگي در جستجو و تلاش براي يافتن و حفظ تعادل و توازن است. هرگاه نيرويي اين توازن و تعادل را بر هم زند، نيرويي متضاد در وجود شخص ايجاد مي شود كه تقابل آن با نيروي بيروني موجب بروز بيماري هاي جسمي يا آشفتگي و اضطراب روحي خواهد شد. پريشاني هاي روحي به خلاف ناراحتي هاي جسمي قابل رؤيت نيستند و حتي در برخي موارد يك آشفتگي روحي خود را به صورت يك بيماري جسمي آشكار مي كند و تا زماني كه عامل روحي اوليه از بين نرفته است، بيماري جسمي ناشي از آن نيز درمان نمي پذيرد. بيشتر تجربه هاي زندگي در ضمير ناخودآگاه ذهن ما ثبت مي شود. بر پايه نتايج پژوهش هاي روان شناسان، روان آگاه يك انسان سالم قادر است در هر ثانيه 126 واحد اطلاعاتي را مرور و بررسي كند، در حالي كه اين رقم در روان ناآگاه به بيش از يك ميليون واحد اطلاعاتي در هر ثانيه مي رسد. دستگاه خون، تنفس، تنظيم حرارت بدن، و تنظيم ضربان قلب تحت تأثير روان ناآگاه اداره و تنظيم مي شوند. حتي فعاليت هاي بسيار معمولي مغز مانند بويايي، چشايي، بينايي و شنوايي كه به نظر آگاهانه مي آيند نيز در ابتدا بايد به وسيله روان ناآگاه شناسايي شوند و پس از آن در حيطه روان آگاه نفوذ كنند . با توجه به اين نكات مي توان دريافت كه بيشتر تجربيات زندگي ما در روان ناآگاه صورت مي گيرد. نابساماني هاي محيطي هميشه اتفاق مي افتند و اين در حالي است كه روان انسان تلاش مي كند تا در هر لحظه با فشارهاي روحي و جسمي ناشي از اين عوامل و نابساماني ها مبارزه كند و آنها را به يك تعادل نسبي برساند. هرگاه فشار اين نابساماني ها از حد قابل تحمل انسان فراتر رود امكان بروز علايم و آثار بيماري هاي گوناگون وجود دارد. در اغلب موارد علايم اين بيماري ها در نقاطي از بدن كه پيش از اين دچار آسيب ديدگي يا ضعف بوده اند نمايان مي شود. مثلاً علايم ناشي از يك فشار روحي شديد مي تواند در محل يك شكستگي قديمي و بهبود يافته استخوان دوباره درد ايجاد كند. اغلب مردم اين نوع دردها را به عنوان درد هاي عصبي مي شناسند

در بيشتر موارد در ناحيه اي كه دچار درد عصبي است هيچ گونه ناهنجاري جسمي يافت نمي شود و هيچگونه ارتباط مشخصي بين جراحت قبلي و آثار بيماري جديد وجود نخواهد داشت. مسئله كليدي ديگري كه در مورد اينگونه بيماري ها مي بايستي به آن توجه داشت، اين است كه مسائل و مشكلات مشابه مي توانند در افراد مختلف عكس العمل هاي متفاوتي را ايجاد كنند. مثلاً مرگ مادر در خانواده اي مي تواند فرزندي را اسير افسردگي كند، اضطراب را براي فرزند ديگر به همراه داشته باشد و در فرزند سوم هيچ گونه تأثيري بر جاي نگذارد. اين در حالي است كه هر سه فرزند به مادر خود علاقمند بوده اند و به او عشق مي ورزيده اند. در اين موارد بدون كمك هيپنوتيزم نمي توان به علت ايجاد تغييرات متفاوت به وسيله يك محرك مشابه پي برد. اما با روشن شدن علت از طريق كاربرد روش هيپنوتراپي مي توان امكانات گسترده اي را براي از ميان بردن آن و بهبود وضع بيمار فراهم آورد.
كاربرد دو شيوه هيپنوآناليز و هيپنوتراپي در تشخيص عامل اصلي بروز بيماري هايي كه از نظر جسمي هيچ گونه دليلي براي ايجاد آنها وجود ندارد و يا نمي توان هيچ نشانه اي از علايم رنج آور را در بدن بيمار يافت، بسيار مؤثر خواهد بود. مثلاً اگر شخصي از تنگي نفس رنج مي برد اما در بررسي هاي باليني هيچگونه نشانه اي از بيماري دستگاه تنفسي در وي يافت نمي شود، مي توان علت بروز بيماري را در اضطراب ها و فشارهاي روحي فرد جستجو كرد. در اين گونه موارد اضطراب و فشارهاي روحي در طي ساليان متوالي روي هم انباشته شده اند و در نهايت آثار خود را به صورت يك بيماري جسمي آشكار كرده اند. به جرئت مي توان گفت كه اغلب بيماري هايي كه به اين شكل بروز مي كنند و در اصطلاح پزشكي بيماري هاي روان - تني نام گرفته اند، در خاطرات گذشته و احساسات نهفته در روان ناآگاه بيمار ريشه دارند. احساسات و خاطراتي كه روان آگاه به علل و دلايل گوناگون از جمله احساس گناه آنها را سركوب كرده و در ظاهر به باد فراموشي سپرده است .
اين گونه بيماري ها يا بيماري هايي كه بخشي از علل آنها روان تني است همه از يك معادله ساده پيروي مي كنند :
آمادگي قبلي + فشار روحي = بيماري هاي روان تني
آمادگي قبلي مي تواند شامل وضع سلامت جسمي و روحي شخص در گذشته، قابليت و صلاحيت كنوني روحي وي و همچنين تأثير عوامل محيطي باشد. فشارهاي روحي مي تواند به مجموعه اي از ترس ها، اضطراب ها و نگراني هاي واقعي يا خيالي شخص مربوط باشد. اين فشارها ممكن است حقيقي باشند يا تنها در تخيل انسان رخ دهند. فشارهاي محيطي شامل حوادث ناگواري است كه درست پيش از ظهور علايم بيماري براي بيمار اتفاق افتاده باشد. شرايطي مانند مرگ افراد خانواده، وقوع جنگ، حوادث طبيعي، شرايط نابسامان مالي و اجتماعي، مشكلات خانوادگي و... مي توانند دست به دست هم دهند و محيط مساعدي را براي ايجاد بيماري روان تني، در شخص مساعد فراهم آورند.
از شايع ترين بيماري هاي روان تني مي توان به انواع حمله هاي ترس (1)، نابساماني ها و اختلالات اضطرابي (2) ، افسردگي ، وسواس ، بيماري هاي محيطي و مانند آن اشاره كرد. در اغلب اين بيماري ها ريشه هاي مشترك «گناهان سركوب شده» و «خصومت» به عنوان عامل اصلي بروز بيماري حضور دارند. در اين گونه موارد مي توان از هيپنوتراپي براي ايجاد محيطي متعادل و موزون در درون خسته بيمار استفاده كرد و بسياري از بيماران پس از دستيابي به اين مرحله بهبودي مي يابند. بسياري از موارد سردرد ، دل درد، صداي گوش، لكنت زبان، حساسيت، ترس، دلهره و اضطراب، افسردگي، بي حوصلگي و بي خوابي به دليل اختلالات دروني ايجاد مي شوند. در يك طرف اين اختلالات همان گونه كه اشاره شد، فشار نيروي متقابل روان ناآگاه قرار دارد كه با از بين بردن آن مي توان تعادل دروني را دوباره برقرار كرد؛ در اين حالت يا بيماري روان- تني از بين مي رود و يا شدت آن به ميزان بسيار زيادي كاهش مي يابد. در مواردي كه هيچ يك از معاينات و آزمايش هاي پزشكي در يافتن عامل سبب شناختي بيماري به جايي نمي رسند، پذيرش ريشه هاي غير جسمي بيماري بيماران با مقاومت كمتري رو به رو خواهد بود. هنگامي كه بيمار اين حقيقت را مي پذيرد كه بيماري او جنبه روان- تني دارد در واقع نخستين گام را در جهت بهبود و درمان خويش برداشته است. بدون پذيرش اين حقيقت از سوي بيمار دستيابي به بهبودي به هيچ عنوان امكان پذير نخواهد بود. اعتماد به شخص درمانگر (THERAPIST) نكته مهمي است كه در بهبودي بيماران اهميت بسزايي دارد .
درمانگر شخصي است كه بيمار بتواند با اعتماد كامل مشكلات خود را در مراحل اوليه درمان با وي در ميان بگذارد. شمار اندكي از بيماران مي توانند به تنهايي و بدون درمانگر به بهبودي دست يابند. استفاده از شيوه خود هيپنوتيزم (SELF HYPNOSIS) بدون نظارت كارشناس هيچگونه تأثيري در بهبودي اين گونه بيماران نخواهد داشت زيرا در خود هيپنوتيزم دستيابي به دو فرايند بازگشت (REGRESSION) و تخليه (ABREACTION) كه مهمترين بخش درمان به شمار مي رود به سادگي امكان پذير نخواهد بود. از آنجا كه ريشه هاي بيماري روان- تني در ضمير ناخودآگاه فرد قرار دارد، امكان اين كه شخص خود به آنها دست بيابد وجود نخواهد داشت. در خاتمه بايد به اين نكته اشاره كرد كه قدرت هوش و اراده شخص در بهبود اين گونه بيماري ها بسيار ناچيز است و سهم اساسي در درمان بر عهده دو عامل ميزان تمايل بيمار براي بهبودي و بينش سازي صحيح براي وي است. به منظور بينش سازي صحيح براي بيمار، حضور شخص درمان گر الزامي خواهد بود
صنم میگه همیشه این قلب مثل شیشه می تپه واسه تو همیشه
نشکن اونو یه روزی این قلب پاک و ساده وفاداره به تو همیشه
می خوام بگم که قلبم برای تو تپیده
می خوام بگم که چشمام جز تو کسی ندیده
می خوام بگم که هر شب رؤیای من تو هستی ، معشوق من تو هستی
اما گذاشتی رفتی شکستی و نموندی به پای عهد و پیمون
می خوام بگم که اینبار رؤیا دیگه تموم شد قلبم تپش نداره با حرفای دورنگت
دل من گرفته زین جا هوای گریه داره
به یاد قلب پاکت گریون و بی قراره
رفته دل من امشب به یاد و خاطراتت
به یاد لالای شبونت به یاد حرفای قشنگت به یاد بوسه های عشقت
مونده برام مقدس اون اشکای قشنگت
امشب صنم نداره طاقت دوری از تو
دلش می خواد که باشه کنار تو همیشه
يادته می گفتی:
کاشکی صنم بمونی هميشه عاشق پيشه
منم داد می زدم می گفتم:
تا آخرين دقايق عاشقتم عزيزم کنارتم هميشه
اول ـ خود را بشناسيد يعنی درباره نحوه کار جسم و عقل انسان و طبيعت بشری مطالعه کامل بکنيد. هرچه بيشتر خود را بشناسيد همسر خود را هم بهتر خواهيد شناخت. چنين معلوماتی منجر به فهم و اطلاع ـ بردباری و دقت شده که همگی برای سعادت زناشويی لازمند.
دوم ـ همسر خود را گرامی بداريد.هنگامی که ازدواج می کنيد قول می دهيد که در مشقت و راحتی ـ فقر و غنا و سلامتی و بيماری همسر خود را دوست و گرامی بداريد. عشق شما به يکديگر بر پايه زناشويی استوار می باشد. لذت عاشق سرور و خوشحالی معشوق می باشد.
سوم ـ وقتی ازدواج می کنيد با همسر خود چون يک روح در دو جسم باشيد پس از ازدواج به والدين خود متکی نباشيد بلکه با همسر خود واحد جديدی را به وجود آوريد. پدر و مادر خود را احترام بگذاريد. خانواده ای جدا بسازيد و شانس مؤفقيت زيادی در زندگی به وجود آوريد.
چهارم ـ فن عشق ورزی را بياموزيد. هم آهنگی جنسی سبب ايجاد علاقه زناشويی می شود. در روابط خود احساسات و عواطف را توأم سازيد. هر چه روابط جنسی شما هم آهنگ تر باشد شانس مؤفقيت شما نيز بيشتر خواهد بود.
پنجم ـ خود را برای والدين شدن آماده کنيد. سلامتی روحی و جسمی اطفال شما بستگی به دقت های اوليه شما دارد. هر چه توجه و دقت بيشتر باشد سلامتی آن ها بهتر تأمين می شود. برای آن ها زمينه مستعدی تهيه نموده و مقدمه خوبی برای زندگی آن ها به وجود آوريد. محيط خانواده بهترين مکان برای تربيت طفل می باشد. اطفالی که از خانواده های مهربان و فداکار هستند بهتر آماده ازدواج مقرون به سعادتی هستند بهترين آمادگی جهت والدين شدن ازدواج حقيقی است.
ششم ـ تعداد اطفال خود را عاقلانه تنظيم کنيد. قبل از تصميم درباره اولين طفل خود هماهنگی روحی داشته باشيد. درباره وسايل جلوگيری از باروری اطلاعات کسب کنيد و از اضطرابات بی مورد درباره آبستنی های احتمالی بپرهيزيد. اطفال بايد موقعی به وجود آيند که بارداری از روی اراده و ميل پدر و مادر انجام گرفته باشد.يعنی مطابق ميل باشد نه شانس.
هفتم ـ در زناشويی بردبار و صبور باشيد. در ازدواج برای ايجاد هم آهنگی جسمی و روحی گذشت زمان لازم است. فاميل زن و شوهر همه نيز بايد صبور باشند و برای ايجاد چنين صبر و شکيبايی باز گذشت زمان لازم است وقتی که دختری عاشق پسری می شود نمی تواند الزاماْ مادر او را نيز دوست بدارد و يا پدرش او را دوست بدارد پس صبور و شکيبا باشيد.
هشتم ـ ريشه ازدواج خود را محکم سازيد. زناشويی را مانند گياه بايد توجه نمود و آب داد به خصوص در زمانی که هنوز نورس است. ريشه آن را بايد با انديشه مشترک ـ دقت و توجه ـ مهر و محبت و بالاخره حسن تفاهم که به منزله خورشيد و باران هستند سيراب کرده و تقويت نمود.
به يکديگر ابراز علاقه کنيد به هر نحوی که می توانيد احساسات خود را به يکديگر بنمايانيد. ممکن است عشق از گفتار عميق تر باشد ولی گاهی با محبت نمايان می گردد. زناشويی را پرورش داده و آن را برويانيد.
برای توجه گياه بايد علف های هرزه را چيد. هر گاه علف های هرزه رشد و نمو کنند گياه مزبور پرورش نيافته و خشک می شود. چنانچه علف های هرزه را سريعاْ از بين ببريم گياه رشد کامل خود را بدست می آورد. در ازدواج نيز علف های هرزه را به محض پيدايش از بين ببريد. نگذاريد تحريکات مختلف جمع شوند. به محض پيدايش درباره آن ها مشورت و صحبت کرده و آن ها را برطرف سازيد. بگذاريد گياه ازدواجتان آن طور که شايسته است رشد و نمو ناميد.
نهم ـ در صورت لزوم با افراد مطلع مشورت کنيد. مشورت درباره ازدواج امروزه به منزله هنر و علم اجتماعی ظهور کرده است. ممکن است هيچکدام از شما واقف برمنابع کشمکش های خود نباشيد زيرا علت بعضی از نارضايتی ها واضح و آشکار نمی باشد. ممکن است يک بحث جزئی مربوط و منوط به حس عدم امنيت ـ آرزوی قدرت و محروميت جنسی باشد. اگر خود شما قادر به حل موضوع نباشيد مشاور شما آن را حل خواهد کرد. از ديگران طلب راهنمايی کنيد و بر شانس مؤفقيت خود بيفزاييد.
دهم ـ از قوانين طلايی پيروی کنيد.
با همسر خود همانطور رفتار کنيد که ميل داريد او با شما رفتار کند. از احساسات يکديگر مطلع بوده و به احتياجات ديگری توجه داشته باشيد. ببخشيد همان طور که دوست داريد بخشيده شويد. از سيادت ـ اهانت ـ بی احترامی و بی وفايی بپرهيزيد همان طور که ميل داريد همسر شما پرهيز کند.
دوستان عزيزم مراتبی که گفته شد اساس روابط انسانی به شمار می رود و اگر شما آن ها را به عنوان قوانين اساسی پايه روابط زناشويی خود قرار دهيد شانس مؤفقيت برای شما خيلی زياد خواهد بود. همچنين اميدوارم اين مطالبی که از نظر من خيلی جالب بود شما هم خوشتون اومده باشه و با دقت خونده باشين و بياييد آن گونه زندگی خود را استوار و پابرجا کنيم که الگوی ديگران باشيم.
من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو؛ خیلی خیلی کوچولو.
مادربزرگم میگوید: قلب آدم نباید خالی بماند. اگر خالی بماند،مثل گلدان خالی زشت است و آدم را اذیت میکند.
برای همین هم، مدتی ست دارم فکر میکنم این قلب کوچولو را به چه کسی باید بدهم؛ یعنی، راستش، چطور بگویم؟دلم میخواهد تمام تمام این قلب کوچولو را مثل یک خانه قشنگ کوچولو، به کسی بدهم که خیلی خیلی دوستش دارم... یا... نمیدانم... کسی که خیلی خوب است، کسی که واقعا حقش است توی قلب خیلی کوچولو و تمیز من خانه داشته باشد.
خب راست میگویم دیگر . نه؟
پدرم میگوید:قلب، مهمان خانه نیست که آدمها بیایند، دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند. قلب، لانهی گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد...
قلب، راستش نمیدانم چیست، اما این را میدانم که فقط جای آدمهای خیلی خیلی خوب است ـ برای همیشه ...
خب... بعد از مدتها که فکر کردم، تصمیم گرفتم قلبم را بدهم به مادرم، تمام قلبم را تمام تمامش را بدهم به مادرم، و این کار را هم کردم...
اما...
اما وقتی به قلبم نگاه کردم، دیدم، با این که مادر خوبم توی قلبم جا گرفته، خیلی هم راحت است، باز خم نصف قلبم خالی مانده...
خب معلوم است. من از اول هم باید عقلم میرسید و قلبم را به هر دوتاشان میدادم؛ به پدرم و مادرم.
پس، همین کار را کردم.
بعدش میدانید چطور شد؟ بله، درست است. نگاه کردم و دیدم که بازهم ، توی قلبم، مقداری جای خالی مانده...
فورا تصمیم گرفتم آن گوشهی خالی قلبم را بدهم به چند نفر؛ چند نفر که خیلی دوستشان داشتم؛ و این کار را هم کردم:
خواهر بزرگم، پدر بزرگم، مادر بزرگم، یک دایی مهربان و یک عموی خوش اخلاقم را هم توی قلبم جا دادم...
فکر کردم حالا دیگر توی قلبم حسابی شلوغ شده... این همه آدم، توی قلب به این کوچکی، مگر میشود؟
اما وقتی نگاه کردم،خدا جان! میدانید چی دیدم؟
دیدم که همه این آدمها، درست توی نصف قلبم جا گرفتهاند؛ درست نصف ـ با اینکه خیلی راحت هم ولو شده بودند و میگفتند و میخندیدند. و هیچ گلهیی هم از تنگی جا نداشتند...
تقدیم به خواهرم که این روز ها مریضه یه مدت نمیام هم فشار امتحانات هم مریضیه خواهرم
اگر کاری داشتین یا لینک میخواستین با وبلاگم انجام بدهید به خانه ی نامه به الهام ایمیل بدید
با تشکر
تابعد........................

معبودم! بدرگاه تو آمده ام و شکايت کنم از نفسي که بسيار به زشتي فرمان دهد و به سوي گناه سرعت گيرد و به معصيتهايت حريص است و براي خشم و غضبت نمايش دهنده و متعرض است.
و مرا به راه هلاک افکنده و مرا به راه تو خوارترين هلاک شونده قرار داده.
اين نفس بسيار بيمار و داراي آرزوي بسيار است. اگر به او شري رسد بي تابي و جزع کند و اگر خيري او را رسد مانع شود. بسيار به لهو و لعب رغبت دارد و پُر است از غفلت و اشتباه. به سرعت مرا به گناه کشاند و براي توبه امروز و فردا ميکند.
معبود من!
به تو شکايت مي کنم از دشمني که مرا گمراه مي کند و شيطاني که مرا اغوا کرده و به راه باطل مي کشاند که سينه ام را به وسوسه هاي خود پر کند و احاطه کرده و فراگير شده اوهامش در دلم. که شيطان کمک مي کند به هواپرستيم و زينت مي دهد براي من حب دنيا را و بين من و بين اطاعت و بندگي و نزديکي به تو حايل مي شود.
خدايا!
به تو شکايت مي کنم از قلب و دل باقساوتي که با وسوسه ها زيرورو شونده است و آنرا زنگار و خوي زشت پوشانده است و از چشمي که از گريه کردن از ترس تو خشک و به آنچه او را خوشحال مي کند نظر کند.
خداي من!
هيچ جنبش و توانايي نيست جز به قدرت تو و از ناراحتيها و گرفتاريهاي دنيا نجاتي نيست جز به عصمت و مانع شدن تو.
پس از تو درخواست مي کنم به حکمت و دانش رسايت و به نفوذ داشتن مشيت و خواسته ات که مرا جز در معرض جود و احسانت در نياوري و مرا هدف فتنه ها و آشوبها نگرداني و بر دشمنان مرا ناصر و ياور باشي و بر رسواييها و عيبها پوشاننده و از بلاها نگهدارنده و از معاصي و گناهان منع کننده و باز دارنده.
به رافت و مهربانيت اي مهربانترين مهربانان.
کسیکه مردم را چنانچه شايسته است بشناسد، تنهایی گزیند.
«حضرت امیر "ع"»
گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
***
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
***
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچهاي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
***
بمون واسه خونهاي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!
با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»
به نام آنکه دوستی را آفريد؛ عشق را؛ رنگ را....
به نام آنکه کلمه را آفريد
و کلمه چه بزرگ بود در کلام او؛ و چه کوچک شد آن زمان که می خواستم از او بگويم
که هر چه بود پيش از هر کلامی خودش گفته بود
بايد اين واژه های کوچک را شست
همه می پرسند که چرا اين مدت ننوشته ام اما تو که می دانی؛ من از وقتی ايمان اوردم که تو نوشته هايم را می خوانی؛ تصميم گرفتم بنويسم.
از وقتی اولين نامه را نوشتم و تو آن را خواندی و جوابم را دادی؛ نا مه ای کـه نمی دانستم مفهومش چيست. نامه ای که که معنايش را تنها در چشمان تو می يافتم.
من هيچگاه بيش از سه جمله اول اين نامه چيزی ننوشتم: هيچ باور نداشتن؛ منتظر چيزی نبودن؛ اميد داشتن به آن که روزی اتفاقی بيفتد.
کلمه ها از زندگی ما عقب هستند.
تو هميشه از آنچه من انتظار داشتم جلوتر بودی و هستی.
تو هميشه غير منتظره بودی و هستی.
از 5 راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه:
اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن (البته شايد با خوندن اين مطلب سريع اونو عوض كنن)
دوم اينكه با خوردن هر قلپ نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده
سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن، سريع يه ليس به درش ميزنن
چهارم اينكه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد تو، ميگن چرا نيمياي تو
پنجم اينكه من اصفهاني نيستم، ولي چرا اين كار ها رو ميكنم.
می گفت عاشقم، دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...
او رفت و تنها ماند ....
زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد...
از او پرسیدم از عشق چه می دانی؟ برایم از عشق بگو....
گفت: عشق اتفاق است بايد بشينی تا بیفتد!!!
گفت: عشق آسودگيست، خيال است... خيالی خوش...
گفت: ماندن است ....فرو رفتن در خود است....
گفت: خواستن و گرفتن و برای خود کردن است....
گفت: عشق ساده ست، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود....
گفت: عشق دروغی بیش نیست....
هـمواره افـكار ما بروي احساسات ما تاثيرگذار مي باشـد. اگر تصور كنيد كه كارهايتان سر و سامان نـخواهند گرفت، در شـمـا احـساس اندوه و انفعال ايجاد شده و از تـلاش و كوشش دست خواهيد كشيد. اگر چنين مي پـنـداريـد كه براي انجام كارهايتان محتاج كمك ديگران هستيد، ممكـن اسـت احـساس بي كفايتي و وابستگي كنيد. اگـر تـصـور مي كنـيـد كه نـالايق و بـي كفايت مي بـاشـيد، احساس بـي ارزشـي و تـرديـد كـرده و دائـمـا خـودتـان را سـرزنـش خواهيد نمود.
همانطوركه ملاحظه كرديد بي ترديد ارتباط تنگاتنگي ميان افكار و احساسات ما برقراراست. بنابراين دليل واكنشهاي هيجاني ناخواسته و شديد، افكار نامعقول و غير منطقـي شما ميباشند. تعريف تفكرات نا معقول چنين است:
1- افكار انعطاف ناپذير.
2- دور از واقعيت.
3- غير منطقي.
4- مخل بهداشت رواني.
راه حل ساده ميباشد: افكار خود را متحول سازيد.
اكنون به تعدادي از طـرز تـفـكرات نامعقول توجه كرده و سعي كنيد براي دستيابي به يك زندگي شادتر از آنها اجتناب ورزيد:
1- من بايـد مـورد پـذيرش و محبوب همگان باشم تا بتوانم احساس خوشايندي نسبت به خود داشته باشم. طرد شدن، ترك شدن و تنها ماندن خيلي هولناك است.
2- من بايد در تمام زمينه ها لايق و كارآمد باشم - شكست بسيار وحشتناك ميباشد.
3- هنگامي كه اتفاق ناگواري روي ميدهد من چاره اي جز اندوهگين شدن ندارم.
4- اگر كسي مرا مورد انتقاد قرار ميدهد به مفهوم آن است كه ايرادي در من وجود دارد.
5- من همواره بايد ديگران را از خودم راضي نگاه دارم و مطابق خواسته و ميلشان رفتار كنم.
6- من اساسا از ديگران پايين تر ميباشم.
7- زندگي و يا ديگران بايد همواره انتظارات مرا برآورده سازند.
8- مـن در زنـدگي محـكوم به افسردگي، نااميدي و بدبختي مي باشم چون مـشـكلات زندگي من لاينحل مي باشند.
9- همواره بايد كارها بر وفق مراد من پيش بروند.
10- هميشه زندگي و مردم بايد منصفانه با من رفتار كنند.
11- مـن در زندگي محتاج شخصي هستم - يك شخص خاص - تا در كنار او باشم و بـه او تكيه كنم - چون من به تنهايي قادر به انجام كاري نيستم.
12- براي من آسانتر است زمـاني كـه به مشكلات زندگي فكر نكنم تا اينكه با مشكلات روبرو شده و مسئوليت حل آنها را بر عهده بگيرم.
13- افـراد بد و شرور بـايد مـجازات شـده و فـورا بـه سـزاي اعـمالـشان برسند. اگر چنين نشود من از كوره در خواهم رفت.
14- عوامل خارجي مانند: مردم، جامعه ناسالم، بد اقبالي و سرنوشت دليل بدبـخـتيها و ناراحتيهاي من مي باشند. از آن گذشـتـه مـن هيـچ كنـترلي بروي اين عوامل خارجي نداشته بنابراين هيچ كاري براي افسردگي و نگون بختي خودم نميتوانم انجام دهم.
15- من هميشه بايد بي عيب و كامل بوده و از ديگران برتر باشم. كـمـال گـرايي يكي از مهمترين عوامل تنش زا است. كمالگرايي انواع گوناگوني دارد:
كمالگرايي در اخلاقيات: من هيچگاه نبايد مرتكب خـطا و يـا گـناهي شوم و اگر چنين شود قادر به بخشش خود نمي باشم.
كمالگرايي درعملكرد: براي آنكه يك فرد ارزنده باشم بايد هميشه در همه امور موفق گردم.
كمالگرايي در هويت: مـردم هيچگاه فرد آسيب پذير و خطا كـاري هـمچون من را مورد پذيرش قرار نميدهند.
كمالگرايي در احساسات: من همواره بايد خوشحال و شادمان باشم - بـايد قـادر بـه كنترل احساسات منفي خود بوده و هيچگاه احساس افسردگي و اضطراب نكنم.
كمالگرايي در عشق: دو فردي كه عاشق يكديگر هستند هيچ گـاه نـبايـد بـا يـكـديـگر بحث و مشاجره كنند و يا آنكه از دست هم عصباني شوند.
كمالگرايي در زيبايي: چون من كمي اضافه وزن دارم فرد زشت و نازيبايي ميباشم.
16- فيلتر كردن: شـما تنها جنبه منفي پيشامدها را مشاهده كرده و آنها را زير ذره بين قرار مي دهيد در حالي كه جنبه مثبت آن را فيلتر كرده و حذف مي نماييد.
17- تفكر دو قطبي: همه چيز يا سياه است يا سفيد، بد است يا خوب - يا شـما كـامل مي باشيد و يا آنكه يك ناكام و شكست خورده - هيچ حد وسطي وجود ندارد.
18- تعميم افراطي: شما به يك نتيجه گيري عمومي مبـتـني بـر يـك واقـعـه واحـد دست مي يابيد. به محض آنكه براي شما يك حادثه ناگوار روي دهد چنين مي پـنـداريـد كـه آن بارها و بارها تكرار خواهد شد.
19- خـوانـدن فكر: بدون آنكه حرفي زده شود، پيـش داورانه از احـسـاس ديـگران و عـلت رفتارشان با خود آگاهي داريد.
20- فاجعه آميز جلوه دادن: شما انتظار بلا، مصيبت و حوادث ناخوشايند را مي كـشـيد. كافيست از حادثه ناگواري مطلع گرديد. آن وقت خواهيد گفت: نكند سر من هم بيايد.
21- برداشت شخصي كردن: چنين مي پنداريد كه هر چرا كه ديگران ميگويند و يا انـجام مي دهند به نوعي در واكنش به شما مي باشد.
22- نكوهش كردن: شما ديگران را مسئول دردها و مشكلات خود ميدانيد. يـا آنـكه خود را مسئول تمام مشكلات مي پنداريد.
23- بايدها: از تعداد زيادي قوانين خشك و غير قابـل انـعـطاف كـه رفـتار ديگران و خودتان چگـونه بـايد بـاشـد پيروي مي كنيد و هنگامي كه ديگران آن قوانين را زير پا مي گـذارنـد خشمگين شده و در صورتي كه شما خودتان آنها را نـقـض كنيد، احساس گناه خواهيد كرد.
24- استدلال بر مبناي احساس: تصور مي كـنيد احساسات شما واقـعيت داشـتـه و هر آنچه احساس مي نماييد عينيت دارد. اگر احساس بدبختي ميـكنيد پس حـتـما بدبخت هستيد.
25- تـغـيـير دادن: تصور مي كنيد با تحت فشار قـرار دادن و بـا چـاپـلـوسي ديـگـران قـادر خواهيد بود آنها را به سليقه خود تغيير دهيد. چون اميدهاي شما براي شادكامي كاملا وابسته به ديگران است.
26- كم طاقتي نسبت به ناكامي ها: من اين بار هم شكـست خـوردم پـس بـهتر است ديگر ادامه ندهم.
27- بزرگنمايي: مشكلات و كمبودهاي زندگي يتان را بزرگنمايي مي كنيد.
28- توقع پاداش آسماني: انتظار داريد كه پاداش تمام نيكي ها و فداكاري هاي شما در زندگي به شما داده شود مانند فردي كه امتيازات را مي شمارد. و در صورتيكه انتظارات شما برآورده نگردد، خشمگين مي شويد.
نور خورشيد به 3 صورت تابش گرمايي، نور مرئي و اشـعـه ماوراي بنفش به زمين مي رسـد. اشـعـه مـاوراء بـنفش بر حسب طول موج به دو نوع UVA و UVB تقسيم ميگردد. در معرض نور خورشيد قرار گرفتن بتدريج به بافت پوست شما آسيب ميرساند كه ترتيب اين آسيب به اين شرح ميباشد:
1- آفتاب سوختگي
2- التهاب و پوست پوست شدن پوست
3- چين و چروك
4- آسيب به بافت پوست
5- سرطان پوست.
بنابراين براي حفاظت از پـوست زيـر نـور خـورشيـد بايد اقدامات لازم را بعمل آوريد. براي اين كار دو محصول وجود دارد.
1- محصولات ضد آفتاب: در انـواع لوسـيـون، پـمـاد، ژل، اسپـري و كـرمـهـاي مـوضعي موجود مي باشند. همچنـيـن انـواع استيك STICKS آن نيز وجود دارد كه مخصوص لبها، بيني و پلكها است. قـدرت اين محصولات بـر اسـاس SPF (فـاكتـور حـفاظت از خورشيد) بوده و نشانگر ميزان اثر بخشي يك ضد آفتاب در محافظت از پوست در بـرابر اشعه هاي ماوراء بنفش خورشيد مي بـاشد. به عبارتي عدد SPF مدت زمـانـي را كـه پوست طول ميكشد تا دچار آفتاب سوختگي گردد را مشخص مي كنـد. ايـن مـدت زمـان بـراي افـراد گوناگون متفاوت است. براي مثال اگر فـردي پـس از گـذشـت 10 دقـيـقه زير نور خورشيد دچار آفتاب سوختگي ميشـود و از ضـد آفتاب با درجه 20 SPF استفاده كرده باشد مدت زماني كه پوست وي آفتاب سوخته مي گردد، بـه 200 دقيقـه افـزايش مي يابد. بنابراين براي آگاهي يافتن از مدت زمان اثر بخشي اين محصـولات كافي اسـت درجـه SPF آن را در مدت زماني كه پوست بدنتان دچار آفتاب سوختگي ميگردد ضرب كنيد. سـعي كنـيد هــنـگام خـريــد ايــن محــصولات آنـهايي كـه داراي برچسب BROAD SPECTRUM (طيف گسترده) ميباشد را انتخاب كنيد. زيرا آنها هم UVA و هم UVB را فيلتر ميكنند. خود اين محصولات به دو دسته تقسيم بندي ميگردند:
2- لباسهاي محافظ: اين لباسها كه مخصوص محافظت از پوست در برابر نور خورشيد طـراحـي شـده انـد مـعمولا داراي بافت تنگ و تيره رنگ مي باشند. ايـن لبـاسـهـا داراي بـرچـسب UPF (فاكتور حفاظت از اشعه ماوراء بنفش) بـوده كـه سـطح حــفـــاظـت ايــن لباسها در برابر اشعه ماوراء بنفش خورشيد را مشخس ميكـنند. درجـه UPF نشانگر آن است كه چه ميزان از اشعه UV توسط لباس جذب مي گـردد. بـراي مـثال لباس با درجه UPF 20 تنها 1/20 اشعه ماوراء بنفش از لباس عبور كرده و به پوست ميرسد.
نكات بسيارمهم براي محافظت از پوست در برابر نور خورشيد و روش صحيح استفاده از ضد آفتابها
1- مدت زمان در معرض قرار گرفتن زير نور خورشي را به حداقل برسانيد به ويژه بين 10 صبح تا 4 بعد از ظهر، زيرا تابش خورشيد به حداكثر ميرسد.
2- در صورتي كه در مكان سر باز ميباشد تا حد امكان در زير سايه درختـان و ســايبانها رفته و يا از چتر استفاده كنيد.
3- در آفتاب از عينك هاي آفتابي معتـبر استـفاده كنـيـد تـا از آسيـب ديدن چشمايتان و بروز بيماري آب مرواريد جلوگيري كرده باشيد.
4- زير نور خورشيد از كلاه با لبه پهن و دراز اسـتفاده كنيد كلاهي كه سايه حاصل از آن گوش و چشمها و گردن شما را پوشش دهد.
5- از پيراهن هاي آستين بلند و شلوارهاي پاچه بلند استفاده كنيد.
6- از ضد آفتاب با حداقل درجـه 15 و بـالاتر استـفـاده كـرده و هـر 2 سـاعـت يـكبار آنها را تجـديد كرده و مجددا به پوست خود بزنيد. همچـنين پــس از حـمــام، شـنا و تعريق زياد مي بايد مجددا آنها را به پوست بدن زد.
7- هنگام استفاده از ضد آفتابها سعي كنيـد يك لايه نازك از ضد آفتاب روي پوست شما باقي بماند .آن را مالش ندهيد تا به خورد پوست برود.
8- از محصولات لباسشويي حاوي مواد حـفاظت كننده UV استفاده كنيد تا لباسهايتان حفاظت بيشتري را براي شما ايجاد كنند.
9- حتما از ضد آفتاب در هواي ابري همانند هواي آفتابي استفاده كنيد.
محصولات برونزه كننده...
پـوست شـما حاوي سلولهاي ملانوسيت مي بـاشـد كـه
ملانين و يا رنگدانه هاي پوست را توليد ميكنند. هنگامي
كه شما حمام آفتاب ميگيريد مـلانـوسيت تحريك شــده و
بـراي حـفـاظت از پوست شما در برابر اشـعـه هـاي مـضـر
خورشيد ملانين بيشتري توليد مي كـنـد چـون مـلانــيــن
خاصيت جذب اشعه ماوراء بنفش را دارا است. بـنـابـرايــن
برنزه شدن پوست نوعي هشدار ميباشد و نه نشانه زيبايي! الـبـتـه بدن انسان اندكي نـيـاز بـه نــور خورشيد دارد تا بتواند ويتامين D توليد كند. ايـن ويـتـامـيـن در بـدن نـقـش متابوليسم كلسيم را بعهده دارد اما نور خورشيد زيـاد هم ضروري نيـست چـون ميتوان مقدار ويتامين D مورد نياز بدن را از طريق تغذيه روزانه تامين كرد. بـنـابـراين حمام آفتاب گرفتن بمنظور برنزه كردن پوست عملي خطرناك است. اصـولا بـرخـي پـوسـتـها هيچگاه برنزه نشده و تنها دچار آفتاب سوختگي مي گـردنـد. پـوستـها به 6 نوع مختلف تقسيم بندي ميگردند:
نوع واكنش پوست مثال
-------------------------------------------------------------------------------------------
1 برنزه نميشود-بسهولت آفتاب پوستهاي رنگ پريده - افراد با چشمهاي
سوخته ميگردد آبـي و سبـز و يـا پوست لك دار
2 خيلي كم برنزه ميشود پوستهاي رنگ پريده - افراد با چشمهاي
آبي و سبز و يا موهاي بلوند
3 برنزه متوسط-آفتاب سوختگي سفيد پوستان
متوسط
4 بسهولت برنزه ميگردد-اندكي پوستهاي قهوه اي روشن-افراد با موهاي
آفتاب سوخته قهوه اي تيره و يا چشمهاي تيره رنگ
5 خيلي خوب برنزه مي گردد - پوستهاي قهوه اي
بندرت آفتاب سوخته ميشوند
6 شديدا برنزه ميگردند-هيچگاه سياه پوستان
آفتاب سوخته نمي گردند
-------------------------------------------------------------------------------------------
محصولات برنزه كننده مصنوعي چند نوع ميباشند:
1- رنگهاي موضعي: بصورت لوسيون، كـرم و اسپـري موجود بوده و از رنگهاي گياهي توليد ميگردند. اما رنگ همراه با سلولهاي پوست مرده پس از چند روز مي ريزد.
2- تسريع كننده هاي برنزه كننده: بـصورت لوسيون و اسپري مـوجـود مي بـاشـنـد. مــوثـرتـريـن مـاده شـيـميايـي آنــها DHA و يا DIHYDROXYACETONE اسـت. ايــن مــاده مـلانوسيتها را حساس كرده و با اين عمل توليد ملانين را افزايش مي دهـد كـه سـبــب تسريع روند برنزه شدن ميگردد.
3- SOLARIUM: ايـن دستگاه ها با سـاطـع كـردن اشـعه ماوراء بنفش عمل برنزه كردن پوست را انجام مي دهند اما همانند نور طبيعي خورشيد مضر بـوده و بـايد از آنها پرهيز كنيد.
4- BRONZER: محصولات پودري شكلي ميبـاشند كــه مستقيما توسط برس مخصوص به روي پوست بكار ميرود. قابل شستشو بوده و براي صورت مناسب ميباشد. بـي ضرر ترين روش برنزه كردن استفاده از محصولات برنزه كننده است ( البته بغير از سـولاريـوم)
در زير استفاده صحيح از اسپري ها و لوسيونهاي برنزه كننده را مشاهده مينماييد:
1- پيش از استفاده از اين محصولات اندكي از آن را روي قسمت كوچكي از پوست بدن(قسمتي كه زياد در چشم نباشد) امتحان كرده تا ببنيد چگونه پوست شما به آن واكنش نشان ميدهد.
2- آرايش خود را كاملا پاك كرده و توسط شوينده هاي مايع بدن خود را كاملا بشويـيــد. سپس پوست بدن خود را با ليف و يا كيسه حمام كاملا بسابيد تـا سـلولـهـاي پـوسـت مرده كاملا از روي پوست شما برداشته شوند.
3- بدن خود را كاملا خشك كنيد.
4- مقدار اندكي مرطوب كننده ملايم روي پوست خود بماليد.
5- از صورت خود شروع كرده و بتدريج بسمت پايين بياييد. از دوسـت خود براي پوشش پشت خود كمك بگيريد.
6- پس از اتمام كار دستهاي خود را فورا بشوييد.
7- حداقل تا 20 دقيقه بعد هيچ گونه لباسي نپوشيد تا برنزه كننده كاملا خشك گردد.
8- هر روز پوست خود را مجددا سايش دهيد تا پوستهاي مرده از پوستتان جدا گردند و هر 3 الي 4 روز يكبار مجددا از برنزه كننده استفاده كنيد تا زماني كه بهرنگ دلخواه خود دست يابيد.
بخاطر داشته بـاشيـد كــه پوست برنزه و يا محصولات برنزه كننده هيچگاه پوست بدن را در بـرابر نــور خــورشيد مــحـافظت نمي كنند. حتي اگر پوست برنزه اي داريد بايد از ضد آفتاب استفاده كنيد.
حالا اجازه دهید نگاهی به تاثیرات لبخند داشته باشیم:
ابتدا باید بدانیم که لبخند به همه احساس آرامش می دهد. زمانیکه فردی به شما لبخند می زند، کمتر اتفاق می افتد که شما هم در پاسخ به او لبخند نزنید. این امر، یک واکنش کاملاً ناخودآگاه است. این روزها به نظر می رسد که انسان ها تمایل کمتری به لبخند زدن دارند. مشکلات جوامع بشری آنقدر زیاد شده که به آنها اجازه لبخند زدن نمی دهد. گاهی اوقات هم برخی افراد برای اینکه در نظر دیگران آسیب پذیر، و احساساتی جلوه نکنند، از لبخند زدن خودداری می کنند. یکی از دلایلی که لبخند را اینقدر تاثیر گذار کرده این است که شما با انجام این کار خوبی و مهربانی را به طرف مقابل القا می کنید. آیا زمانی را که فردی به شما لبخند زده به یاد می آورید؟ در آن موقع چه احساسی به شما دست داده بود؟ حداقل احساسی که در این زمان به خود من دست داده، چیزی نیست جز "خوبی." لبخند باعث می شود که شما کمی آرامتر شوید، اعتماد به نفستان افزایش پیدا کند، جذاب تر جلوه کنید، و ...
زمانیکه فردی به شما لبخند می زند، احساس خوبی در مورد خودتان پیدا می کنید، بالطبع شما نیز در پاسخ باید جواب او را با یک لبخند بدهید. این امر سبب ارتقای احساسی هر دو نفر می شود.
از این گذشته لبخند زدن باعث آزاد شدن اندروفین در بدن می شود. در چندین پژوهش مختلف ثابت شده است که این هورمون سبب ایجاد آرامش در تمامی ارگان های بدن شده و فرد را خوشحالتر می کند.
توجه: لبخند بزنید و از دیگران هم لبخند بخواهید. چیزی جز تاثیر مثبت نصيبتان نخواهد شد. همین امروز امتحان کنید.
بهترین لبخند!
لبخند باید صمیمانه باشد و در زمان خندیدن، چشمانتان نیز بخندند؛ (حتی چین خوردگی های زیر چشم). زمانیکه لبخند می زنید، به آینه نگاه کنید. رمز یک لبخند واقعی در خندیدن چشم هاست. آنقدر به آینه نگاه کنید تا فرق یک لبخند صادق و صمیمانه را با یک لبخند معمولی تشخیص دهید. پس از اینکه معنای واقعی آنرا متوجه شدید می توانید بیرون بروید، به دیگران لبخند بزنید و تاثیر مثبت آنرا به وضوح مشاهده کنید. البته باید توجه داشته باشید که اگر بی موقع و نابجا، هر کسی را که می بینید، به او لبخند بزنید، مطمئناً این کار شما نتیجه معکوس در بر خواهد داشت، به همین دلیل باید لبخند زدن خود را کنترل کنید. نباید به دلیل جلب نظر دیگران لبخند بزنید، بلکه به این دلیل باید بخندید که احساس بهتری در خودتان ایجاد کنید. زمانیکه تنها هستید، حتی اگر چیزی برای خندیدن هم وجود نداشت، فقط به این دلیل که از تنهایی خود لذت می برید، گل لبخند را بر روی لبان خود بکارید. شاید این کار زمانبر نباشد، اما به راحتی می تواند حال و هوای شما را تغییر داده و یک نگرش جدید در شما ایجاد کند که به واسطه آن بتوانید دیگران را نیز خوشحال کنید.
به هر حال هر یک از ما در زندگی به نوعی گرفتار این قرار های ملاقات هستیم. سوال اینجاست که چگونه می توانیم پیروز میدان باشیم؟ آیا باید خوبی هایمان را در حد مبالغه بالا ببریم و یا صرفا حقیقت را باز گو کنیم؟ چه چیزهايی برنده و بازنده را مشخص می کنند؟ در این قسمت "قانون هایی" را برای پیروزی در دنیای قرار و ملاقات به شما آموزش می دهیم. هر کدام از آنها را که تصور می کنید برای شما کارساز واقع خواهند شد را انتخاب کنید:
1- در آنها شک ایجاد کنید و هیچ گاه به طور قطعی نظر مثبت خود را به زبان نیاورید. مردها عاشق بازی های تعقیب و گریز هستند پس این امتیاز را به آنها بدهید.
2- هر طوری شده ببینید که آیا او با خانم های دیگر به عنوان یک دوست ساده ارتباط برقرا می کند یا خیر. با این کار شما متوجه می شوید که به زنها به عنوان شیئي برای برقراری رابطه جنسی نگاه می کنند یا نه.
3- هيچگاه از مشروبات الکلی استفاده نکنید. یکی از دوستان من در قرار ملاقاتش بسیار عصبی شده بود و بی رویه مشغول نوشیدن بود. هنگام برگشت آقا با ماشین مدل جدید خود او را به خانه می رساند که ناگهان حال خانم بد شد، اما او جرات نکرد به آقا بگوید تا ماشینش را نگه دارد و اصلا هم دلش نمی خواست که ماشین جدید او را کثیف کند به همین دلیل مجبور شد داخل کیف دستی اش...! لازم به گفتن نیست که آنها دیگر هیچ گاه دوباره با هم قرار نگذاشتند.
4- اگر به هر شکلی شما را به یاد پدرتان می انداختند، بهتر است هر طور شده از دستشان فرار کنید.
5- اگر معیارهایتان را پایین بیاورید می توانید همین فردا ازدواج کنید. اما ما به شما پیشنهاد می کنیم که این کار را انجام ندهید. به جای اینکه وقت خودتان را بر روی ارتباطی که دوامی ندارد صرف کنید، بهتر است برای پیدا کردن مرد ایده آل خود منتظر بمانید.
6- اگر با مردی برخوردید که می خواست از شما مراقبت کنید، خیلی زود از او فرار کنید! چون آخر کار شما مجبور می شوید که از او مراقبت کنید.
7- انتقاد پذیر نباشید به ویژه در مورد مسائل مربوط به غذا. یک خانم حق دارد هر زمان هر غذایی که دوست داشت بخورد.
8- ظاهر بین نباشید. من خانم هایی را می شناسم که به این دلیل که ظاهر آقا خوب نیست ( سرش خیلی بزرگ است) بوی خوبی نمی دهند (به تازگی حمام نکرده) و یا حتی درست نفس نمی کشند ( صدای تنفسشان بلند است) آنها را رد می کنند و اصلا اجازه آشنایی بیشتر را به آنها نمی دهند.
9- از خودتان بازی در نیاوريد. ( دروغ گفتن و کلک زدن) در روز ملاقات به اندازه کافی مشکل وجود دارد و دیگر جایی برای انجام چنین کارهایی باقی نمی ماند.
10- برقراری ارتباط جنسی را فقط به بعد از ازدواج محول کنید.
11- لازم نیست در همان اولین ملاقات سفره دلتان را باز کنید و در مورد تمام مسائل صحبت کنید. به هر حال در قرارهای ملاقات بعدی نیز باید چیزی برای گفتن داشته باشید.
12- خودتان را از مردهایی که تصور می کنند شخصیت های کارتونی زن دارای جاذبه جنسی می باشند دور نگه دارید.
13- به جای اینکه قیافه او را تحلیل و بررسی کنید، ببینید که آیا او مرد خوبی است و با شما رفتار خوبی دارد یا خیر.
14- در یک زمان با بیش از یک مرد قرار ملاقات نگذارید، هر چند هر دوی آنها از موضوع با خبر باشند. این کار خسته کننده و اغتشاش آور است. شاید زمانی فرا رسد که بخواهید از شر دیگران خلاص شوید و فقط با یکی از آنها ارتباط داشته باشید.
15- شما در صورتی می توانید مرد ایده آل خود را پیدا کنید که که بدانید به دنبال چه هستید و سپس در خودتان جسارت جستجو پیرامون این امر را ایجاد کنید.
16- اگر یک مرد را تنها بر اساس جاذبه های جنسی اش ارزیابی می کنید، متاسفانه هنوز به مرحله ای نرسیده اید که بتوانید ارتباط خود را پیچیده تر کنید.
17- اگر بخواهید منتظر فردی بمانید که دوستش دارید، صرفا در حال تلف کردن وقت خود هستید و خودتان را خسته می کنید. اگر واقعا از کسی خوشتان آمده خیلی راحت موضوع را با او در میان بگذارید.
18- ببینید که ایا لباس هایش را خودش می شوید یا مادرش برای او این کار را انجام می دهد. یک مرد باید متکی به خودش باشد.
19- اگر جذب او نشده اید ( حالا او هر چقدر هم که می خواهد زیبا باشد) رابطه شما موفق نخواهد بود.
20- زمانی مرد ایده آل خود را پیدا می کنید که خودتان نیز خانم ایده آلی باشید ( به این معنا که اعتماد به نفس داشته و از خودتان راضی باشید)
21- نقش بازی نکنید. من زمانی عاشق نامزد فعلی ام شدم که خیلی راحت جلو آمد و گفت : "سلام، چطوری؟" به همین سادگی و بدون هیچ آلایشی.
22- به دنبال مردهایی که تنها از پول صحبت می کنند نروید. این عمل معمولا نشانه ای از نا امنی است.
23- در اولین قرار ملاقات به هیچ وجه در مورد ازدواج صحبت نکنید.
24- زمانی که کنار یکدیگر نشستید به مردهای دیگر توجه نکنید و مطمئن شوید که او نیز خانم های دیگر را زیرنظر نگرفته است!
25- چیزی را حدس نزنید. با این کار فقط ضربه می خورید. یکی دوبار بیرون رفتن به این معنا نیست که با کسی مچ شده اید و در یک رابطه قرار دارید.
26- واقع گرا باشید. مادرم همیشه به من می گفت باید با مردی ازدواج کنم که قد بلند، خوش تیپ و موفق باشد. اما حقیقت این است که خود من قیافه بدی ندارم، قدم کوتاه است و جزء قشر متوسط جامعه هستم. من باید واقع گرا باشم. زمانی که اینطور شد توانستم عشق حقیقیم را در زندگی پیدا کنم.
27- عشق بورزید. زمانیکه از طرف مقابل خوشتان آمد می توانید با او شوخی کنید، ارتباط مکرر چشمی برقرار کنید و بازوانش را بگیرید. البته این کار را باید زیرکانه انجام دهید ( همه چیز را یکدفعه آشکار نکنید) تا او تصور نکند که شما دچار عقده های پنهان روانی هستید.
28- وقتی نمی خواستید در کنار او باقی بمانید شروع کنید به صحبت کردن در مورد مسائل خسته کننده مثل کامپيوتر. این کار تاثیر خاصی دارد.
29- قبل از اینکه بر سر قرار حاضر شوید دندانهایتان را مسواک کنید. هیچ چیز انزجار آور تر از این نیست که هنگام خندیدن سبزی اسفناج لای دندان هایتان گیر کرده باشد.
30- قرار نگذاشتن خیلی بهتر از باختن در قرارهای ملاقات است.
1- باور داشته باشيد كه شما هم مي تـوانـيد به يك رابطه دراز مدت، رمانتيك و شگفت انگيز دست يابيد
اغلب افـراد مـجرد در آرزوي داشـتـن يــك رابطه فوق العاده مي بـاشد. امـا تـعـداد معدودي از آنان محقق شدن چنين رابـطـه اي را بـاور دارنـــد. براي مجردها حتي ملاقات با يك فـــرد جذاب، سـازگار و دلخـواه يـك امـر نـاممـكن قـلـمــداد ميــگردد. اين بسيار حائز اهميت است كه شما به اين امر ايـمان داشـتـه بـاشـيـد كـه: آشــنايي با يك فرد مناسب و تشـكيل يك رابطه دراز مدت و حتي مادام العمر براي شما نيز امكان پذير است. به خاطر داشته باشيد كه باور و ايمان نيمي از پيروزي در هر كاري ميباشد.
2-فرد مناسب حال خود را تعريف كنيد
بهترين شيوه براي انجام اين كار آن است كه بهترين دوستان خود را در نظر گرفته و ويژگيها و صفاتي كه از نظر شما بسيار قابل ستايش ميباشند را در آنها شناسايي كنيد. شريك زندگي آينده شما ميبايد از همان ويژگيها و صفات اخلاقي برخوردار باشد. اگر از نظر شما ويژگيهايي نظير بالندگي معنوي، حس شوخ طبعي، مهرباني و يا تحصيلات عاليه تحسين برانگيز ميباشند، شريك آينده شما نيز بايد از آن خصوصيات برخوردار باشد. و چنانچه شما اعتقادي به وجود چنين فردي نداريد بهتر است به مرحله نخست بازگرديد.
3- بياموزيد چگونه افراد ناشايست و نامناسب حال خود را شناسايي كنيد
اين نبايد كار دشواري براي شما باشد. فردي كه صفات و ويژگيهاي دلخواه و ارزشمند شما را بروز نميدهد به عنوان يك شريك تازه نامناسب ميباشد. همچنين فردي كه تنها در حضور شما رفتارهاي خوشايند و خوب از خود به نمايش ميگذارد و نه شخص ديگري، باز براي شما نامناسب ميباشد. علاوه بر آن افرادي كه در پيشبرد رابطه شتابزده عمل ميكنند نيز شايسته برقراري رابطه نيستند. اينگونه افراد معمولا سبب دلشكستگي شما ميگردند.
4- با افراد نامناسب حال خود رابطه برقرار نكنيد
چنانچه با فردي كه فاقد خصوصيات دلخواه شما ميباشد وارد رابطه گرديد، تنها ناكامي و اندوه را متوجه خود ساخته ايد. زيرا چندي از رابطه شما نخواهد گذشت كه شروع به تغيير وي مطابق همان ويژگيهاي دلخواه خود خواهيد كرد. اما شريك شما بطور طبيعي در مقابل اين تغيير از خود مقاومت نشان خواهد داد. عدم توانايي وي در برقراري ارتباط و يا گوش دادن به صحبتهاي شما و يا برآورده سازي نيازهايتان موجب ميگردد كه آنها را به اشتباه نشانه عدم علاقمندي به خودتان تلقي كنيد. اما تنها واقعيت آن است كه شما فردي را برگزيده ايد كه متناسب و برازنده تان نيست.
5- خود را در محيطهايي قرار دهيد كه فرد مورد نظر شما در آنجا به فعاليت ميپردازد
به فرض اگر در آرزوي برقراري رابطه با يك ورزشكار ميباشيد، قطعا وي را در سينما نميتوانيد بيابيد و يا چنانچه در جستجوي يك موسيقي دان هستيد بايد وي را در محافل موسيقي بيابيد. بنابراين براي يافتن عشق دلخواه خود ميبايد از خانه خارج گرديد.
6- بر ترس خود از آنكه طرد گرديد و يا مجددا تنها بمانيد غلبه كنيد.
تمام روابط در مقطعي از زمان پايان خواهند يافت. برخي با جداييها، برخي با طلاق و برخي نيز با مرگ. هيچ ضمانتي در زندگي وجود ندارد و عشق نيز از اين مسئله مستثنا نميباشد. هر زمان كه شما عاشق فردي ميگرديد ناخواسته خود را در معرض طرد شدگي و ناكامي قرار ميدهيد. آخرين باري كه در عشق شكست خورده ايد را بخاطر مي آوريد؟ همانگونه كه مشاهده ميكنيد شما دست نخورده باقي مانده و جان سالم بدر برده ايد. پس آنقدر ها هم طرد شدن وحشتناك نيست.
7- از وابستگي خودداري كرده و سعي كنيد آزاد زندگي كنيد.
به زندگي عادي خود مشغول باشيد و تنها اندكي در پي مجذوب ساختن فرد دلخواه خود. افراد مجردي كه تمام توجه و انرژي خود را معطوف مجذوب ساختن شريك زندگي دلخواه خود ميگردانند، خود را از داشتن يك شريك مناسب و خوب محروم ميسازند ( با بي اعتنايي به موردهاي مناسب بالقوه). و همچنين افراد مجردي كه از نداشتن يك رابطه و شريك خوب پيوسته محزون و دلسرد ميباشند، در عوض آنكه وقت خود را هدر خيالپردازيهاي آرزوهاي خود كنند، بهتر است ابتكار عمل را بدست گرفته و براي خودشان زندگي و موقعيتهاي شگفت انگيزي خلق كنند.
8- ريسك كنيد اما زيركانه و آگاهانه
از منزل خارج گرديد، با افراد جديد ملاقات كرده و باب صحبت را بگشاييد و قرار ملاقات بگذاريد. شانس و اقبال خود را با اين اعمال افزايش دهيد. ممكن است طرد شويد اما مطمئن باشيد ارزش آن را خواهد داشت. يافتن يك عشق حقيقي امري دشوار و زمانبر است هيچگاه تا زمان دستيابي به آرزوهايتان از پاي ننشينيد.
طبق مرکز ملی آمار آموزش، کودکانی که به همراه والدین خود کتاب می خوانند، معمولاً هوش و قابلیت خواندن بیشتری دارند و بهتر و راحت تر زبان می آموزند، مهارت های ارتباطی را یاد می گیرند، مفاهیم کلامی را تشخیص می دهند و قابلیت صحبت کردنشان نیز بسیار بالاتر است. متاسفانه، کمتر از 45 درصد از والدین با کودکانشان کتاب می خوانند. ما به عنوان پدر و مادر برای تغییر این آمار چه باید بکنیم؟ در این مقاله چند راهکار به شما معرفی میکنیم که با استفاده از آنها می توانید فرزندانتان را به کتاب خواندن تشویق کنید.
من که پدر دو پسر دبستانی هستم، مجبورم گاهی اوقات برای ایجاد علاقه در فرزندانم به کتاب خواندن، خلاقیت به خرج دهم. و وقتی رقیبان شما بازی های کامپیوتری، بازی های ویدئویی، تلویزیون، دوستان و جمله ی "بابا کتاب خواندن خسته کننده است" باشد، کار کمی دشوارتر هم خواهد شد. اما نتیجه ای که عایدتان می شود بسیار بسیار با ارزشتر خواهد بود.
اجازه بدهید روش هایی را که من برای تشویق فرزندانم به کتابخوانی پیش گرفتم را برای شما هم مطرح کنم. همین راهکارها بوده که باعث شده پسران من نه تنها در مهارت های خواندن، بلکه در مهارت های نوشتاری و ریاضیات هم پیشرفت بسزایی داشته باشند. من مطمئنم با کمی صبر و زمان، فرزندان شما نیز پی به لذتها، شگفتی ها و فرصت هایی که کتابخوانی در اختیارشان قرار می دهد، خواهند برد.
- حداقل روزی 15 دقیقه با یا برای کودکتان کتاب بخوانید. من همیشه قبل از خواب وقتی پسر 9 ساله ام در رختخواب است برایش کتاب می خوانم و بعد باهم یک جدول حل می کنیم. در طی این مدت پسر 12 ساله ام هم برای خودش کتاب می خواند. خیلی وقت ها هر سه ما باهم می نشینیم و برای هم داستان میگوییم و گاهی هم قبل از اینکه بخوابیم درمورد تاریخچه ی خانوادگی و گذشتگانمان حرف می زنیم.
- رفتن به کتابخانه یا کتابفروشی را جزء برنامه های منظم خانواده درآورید. من و پسرانم حداقل ماهی یکبار به کتابخانه می رویم. نمی دانم باور میکنید یا نه حتی بعضی وقت ها پسرها نه به منظور خرید کتاب، بلکه فقط نگاه کردن از من می خواهند که آنها را به کتابفروشی ببرم. اما باز هم سعی می کنیم وقتی آنجا هستیم کتابی را برداشته و کمی از آن را بخوانیم.
- کتاب ها و مقالاتی مطابق با علاقه و سلیقه ی فرزندانتان پیدا کنید و سعی کنید درمورد موضوع کتاب کمی با آنها گفتگو کنید. اینکار باعث می شود علاقه شان به کتاب خواندن بیشتر شود.
- از مجلاتی مناسب با سن و علاقه ی فرزندانتان اشتراک بگیرید و یکبار دیگر به علاقه ی فرزندتان توجه نشان دهید تا میل او به خواندن بیشتر شود.
- کتابهایی را که فرزندتان باید برای تکلیف مدرسه مطالعه کند را خودتان هم بخوانید و بعد از شام، در ماشین و یا در فرصتی مناسب در مورد آن با کودکتان صحبت کنید. بچه های خودِ من عاشق این هستند که من کتابهایشان را بخوانم. با اینکار نه تنها میتوانم درمورد موضوعات آن کتابها با آنها بحث و گفتگو کنم، بلکه می توانم به آنها در نوشتن گزارش کارشان هم کمک کنم.
- برای ارتقاء مهارت هایشان برای آنها جدول و پازل تهیه کنید. آنها می توانند وقتی شما ظرفها را می شویید را رانندگی میکنید این جدول ها را حل کنند و ضمناً از شما هم کمک بگیرند.
- کتاب خواندن باید یکنوع تفریح باشد! باید برای کودکانتان فعالیتی سرگرم کننده باشد. اینکه بخواهید کودکتان را برای تنبیه به اتاقش بفرستید تا کتاب بخواند، تاثیری بسیار منفی در احساس او نسبت به کتاب خواندن خواهد داشت.
- داوطلبانه به مدرسه ی فرزندتان سر بزنید. می دانم الان با خود میگویید که وقت از کجا بیاورید اما خواستن توانستن است. حتی اگر یکبار در ماه هم که شده باشد، باید به مدرسه فرزندتان سر بزنید. وارد کلاس شوید و برای بچه ها کتاب بخوانید. مطمئن باشید که تاثیر مثبتی روی همه ی آنها خواهد داشت. وقتی چشم بچه ها روی لبان شما دوخته می شود تا هر کلمه که از دهانتان بیرون می آید را گوش کنند، مطمئن می شوید که به طریقی در زندگی همه ی آنها تاثیرگذار بوده اید.
امروز که کودکتان را از مدرسه به خانه می آورید، در راه کمی به این آمار فکر کنید:
درست است، تشویق فرزندانمان برای کتاب خواندن کمی دشوار است، اما چه هدیه ای با ارزش تر از سوادآموزی می توانیم به آنها بدهیم؟
بيرون زتو نيست هر آن چه در عالم هست
از خود بطلب هرآنچه خواهي، كه تويي
با استفاده زیاد از کامپیوتر می توانید به سندرم تونل مچ یا دردهای گردن یا پشت مبتلا شوید. در این مقاله می خواهیم در مورد انواع بیماری های ناشی از حرکات و فشارهای مکرر صحبت کنیم.
به نظر می رسد که تقریباً همه ی جوانب زندگی ما وابسته به استفاده از کامپیوتر است. به همین دلیلی است که امروزه بیماری هایی ناشی از فشارهای تکراری یا RSL متداول تر شده است. یکی از مهمترین انواع این بیماری ها سندرم تونل مچ و تاندونیت است. هرچند RSL هم می تواند در مشکلات گردن، شانه و کمر و پشت بروز کند. استفاده از کامپیوتر بیش از چند ساعت در روز می تواند باعث ابتلا به این مشکلات شود. همچنین کیبوردهایی که برای بالا بردن سرعت تایپ استفاده میشوند و استفاده مداوم از موس می تواند باعث صدمه زندن به تاندون ها، عصب ها و بافت های دست شود.
در مراحل اولیه، خستگی، بیحسی و ناراحتی عمومی در محل آسیب دیده احساس می شود. خارش، سردی و بی حسی نیز در دست ها احساس می شود. همچنین ممکن است احساس ناتوانی و هماهنگی در دست ها کنید. حتی ممکن است از فرط درد شب ها از خواب بیدار شوید و قسمت آسیب دیده نیاز به ماساژ دادن پیدا کند. این علائم معمولاً بعد از فعالیت طولانی رخ می دهد و پس از اتمام کار خود به خود برطرف می شود. هرچند در طول زمان ناحیه ی آسیب دیده حساس تر و آسیب پذیرتر میشود و حتی فعالیتی غیر مرتبط با آن ناحیه هم باعث بروز درد در آن شود. اگر این عارضه مورد درمان قرار نگیرد، خیلی زود وخیم تر خواهد شد.
بهتر است اگر یکی از این علائم را در خود مشاهده کردید، سریعاً این مسئله را با مشاور پزشکی خود در میان بگذارید. درمان فوری احتمال عوارض وخیم تر را کاهش خواهد داد. بنا بر نواحی آسیب دیده، درمان RSL ترکیبی از درمان ها، حتی شکسته بندی کردن مچ و دست است. در موارد وخیم تر ممکن است عمل جراحی هم مورد نیاز باشد. نوع درمان و شدت آسیب دیدگی در هر بیمار متفاوت است.
راه های بسیاری برای پیشگیری از این آسیب ها وجود دارد. یکی از آن ها این است که مانیتور را دورتر و پایین از محل نشستن خود قرار دهید. صندلی و کیبوردتان باید طوری تنظیم شوند که ران ها و ساعدتان روی هم قرار گیرند. اگر ارتفاع میز مانع این است، بهتر است که کیبورد را روی پایتان قرار دهید.
حتماً صاف بنشینید و از غوز کردن پرهیز کنید. نباید طوری بنشینید که نیاز باشد برای دسترسی به کیبورد یا خواندن آنچه روی مانیتور است به جلو خم شوید. هر از چند گاهی کمی جا به جا شوید یا بلند شده و کمی قدم بزنید.
یکی از اشتباهات متداول این است که مراقب طریقه ی قرارگیریمان نیستیم، به ویژه قرار گرفتن مچ ها و پشتمان. مچتان نباید هنگام تایپ کردن روی جایی قرار بگیرد یا خم شود. هر از چند گاهی به مچ ها باید استراحت بدهید.
یکی دیگر از اشتباهات در رابطه با استفاده از کیبورد هنگامی است که می خواهیم از بعضی دستورها مثلاً ‘CTRL-F’ یا ‘ALT-c’استفاده کنیم. در این مواقع ممکن است بخواهید از یک دست استفاده کرده و انگشتتان را برای تماس با دکمه ی دیگر امتداد بدهید. استفاده ی مداوم و طولانی از این حرکات ممکن است باعث بروز مشکل در دست ها و انگشتانتان شود. حتماً برای تایپ کردن از هر دو دستتان استفاده کنید.
برای جلوگیری از مشکلات کمر و پشت، حتماً صاف پشت کامپیوتر بنشینید. اگر لازم بود می توانید از یک بالشتک تکیه گاه هم استفاده کنید. هر از چند گاهی وضعیت نشستن خود را بررسی کنید.
هنگام تایپ کردن از فونت مناسب استفاده کنید تا نیازی نباشد که برای خواندن مطالب به جلو خم شوید یا قوز کنید. از رنگ های مناسب نیز استفاده نمایید تا باعث ناراحتی چشمانتان نشود.
قرار دادن دستگاه موس نزدیک به کیبورد نیز می تواند از بعضی ناراحتی ها و مشکلات مربوط به گردن و شانه جلوگیری کند.
هنگام استفاده از بازی های کامپیوتری نیز رعایت این نکات ضروری است.
بالا بردن قدرت و انعطاف بدنی، میزان خستگی بدن را کاهش می دهد. پس همواره ورزش کنید.
بعد از اتمام یک روز بلند کاری، در یک وان آب گرم دراز بکشید، یا دوش آب گرم بگیرید. این خستگی شما را از بین خواهد برد.
این موارد را برای فرزندانتان نیز رعایت کنید و حتماً به آنها خاطر نشان شوید که این نکات را رعایت کنند تا مشکلی ایجاد نشود .
5- حافظه را قوی تر خواهد کرد.
این سوال ساده را از خود بپرسید: در کدام لحظه احساس بهتری دارم؟ وقتی روی مبل لم داده ام و مشغول خوردن یک پاکت چیپس هستم یا بعد از انجام یک تمرین ورزشی عالی از باشگاه برگشته ام؟ اگر مدتی است که بد هیکل شده اید، تمرینات ورزشی را شروع کنید، بنیه، ماهیچه ها و قدرت بدنیتان را افزایش خواهید داد و از نظر روحی حال بهتری خواهید داشت. این خود به خود باعث می شود که تصویر بهتری از خود داشته باشید و اعتماد به نفستان بالا رود.
7- انرژی و تحمل شما را بالا می برد.
تا به حال چند بار از باشگاه در رفته اید فقط چون خسته شده و دیگر تحمل ادامه تمرینات را نداشته اید؟ اما آیا زمانی که تنبلی را کنار گذاشته و به تمرینات ادامه داده اید احساس بهتری نداشته اید و پرانرژی تر نشده اید؟ افرادی که به طور مداوم ورزش می کنند، انرژی، قدرت بدنی و تحمل بیشتری دارند. مدت کمی بعد از آغاز تمرینات این انرژی بیشتر را در خود کاملاً حس خواهید کرد.
8- شور جنسی و قدرت شما را در مسائل جنسی افزایش می دهد.
این حقیقت دارد: تمرینات ورزشی منظم شور و شوق شما را به مسائل جنسی افزایش داده و باعث می شود که بهتر ارضاء شوید. بالا رفتن تحمل بدن و قدرت عضلات عملکرد جنسی شما را افزایش می دهد.
ورزش باعث می شود که اضطراب و استرس شما به پائین ترین حد خود برسد. در این حالت بدن شما بعد از یک یا دو ساعت بعد از اتمام تمریناتتان اندورفین بیشتری تولید خواهد کرد که اعصاب شما را تسکین داده و آسودگی خیالتان را افزایش خواهد داد. فایده دیگر فعالیت بدنی این است که شما را به داشتن رژیم غذایی مناسب تشویق می کند و تغذیه مناسب هم استرس را کاهش می دهد. حتی بعضی تحقیقات نشان داده است که از ورزش می توانیم به عنوان درمانی برای افسردگی نیز استفاده کنیم.
10- احتمال ابتلا به بسیاری از بیماری ها را کاهش می دهد.
بهترین نتیجه ای که از تمرینات ورزشی گرفته می شود این است که احتمال ابتلای شما را به بسیاری از بیماری های جدی و کشنده مثل بیماری های قلبی، فشار خون بالا، پوکی استخوان، دیابت، چاقی، کلسترول بالا، سرطان سینه ، ایست و حملات قلبی و ورم مفاصل کاهش می دهد.
پس ورزش کنید!
ــــــــــــــــــــــــــــــ
سالهاست که این چیزها را شنیده اید، اما حالا دیگر به دقت می دانید که چرا ورزش کردن برای شما مفید است. دیگر بهانه نیاورید و تمرینات منظم را از همین امروز شروع کنید.
در این مقاله می خواهیم یک راهکار فوق العاده و عالی را برایتان عنوان کنیم که آن یک ساعت ورزش در باشگاه را برایتان کوتاه تر می کند.
فقط کافی است 15 دقیقه زمان بگذارید!
روش تمریناتتان را تغییر دهید. تنها چیزی که به آن نیاز دارید جسمتان، هوا و توانایی نفس کشیدن است. این روش را می توانید در هر زمان که خواستید به سادگی حتی در خانه انجام دهید و وضعیت سلامتیتان را ارتقاء بخشید.
نکته ی مهم این است که از انجام تمریناتی که نیاز به دقایقی برای استراحت داشته باشد خودداری کنید. باید این 15 دقیقه را به طور کامل در فعالیت جسمی باشید. اینکار فکرتان را به خود مشغول کرده و باعث می شود دیگر به این فکر نکنید که چه چیز اذیتتان می کند.
وقتی این 15 دقیقه ی فعالیت را با تنفس های عمیق به اتمام رساندید، اندورفین ها در بدنتان آزاد شده و احساس فوق العاده ای به شما خواهد داد و دیگر نیازی نیست تا ساعتی را در باشگاه بگذراید تا به این مرحله برسید.
با این روش تمایل و علاقه تان به باشگاه رفتن هم بیشتر می شود چون دوست دارید این حال را بیشتر و بیشتر تجربه کنید.
نکته همین جاست. اگر 15 دقیقه در روز را به انجام تمرینات ساده به همراه تنفس عمیق اختصاص دهید، بسیار بیشتر از اینکه هفته ای دو جلسه ی 45 دقیقه ی را در باشگاه بگذرانید، نتیجه خواهید گرفت.
باید باشگاه خودتان باشید. فقط کافی است چند فعالیت خوب برای تنفس عمیق یاد بگیرید. در اینصورت دیگر هر مقدار زمان که خواستید، چه 15 دقیقه و چه به اندازه ی یک جلسه ی کامل باشگاه میتوانید این تمرینات را انجام دهید. در حقیقت شما از تنفس عمیق برای آزاد شدن اندورفین در بدن استفاده می کنید و اینکار به نوبه ی خود تمایل و انگیزه ی بیشتر برای ادامه ی راه را در شما ایجاد می کند.
با شروع این کار، نیمی از راه را پیموده اید. اگر این فعالیت ها را صبح بعد از برخاستن از خواب انجام دهید، تا آخر روز پرانرژی و شاداب خواهید بود.
در اين قسمت نمونه هایی از تمرینات مناسب تنفس عمیق را ذکر کرده ایم که به چیزی جز توانایی نفس کشیدن و انجام فعالیت های ساده ی جسمی نیاز ندارد.
1- صاف بایستید، طوریکه دست ها در کنار بدن باشد. هوا را از ریه ها خارج کنید. دست ها را بالا ببرید، و کف دست ها را در بالای سر به هم بچسبانید و نفس را عمیقاً به داخل ریه ها بکشید. بعد به آرامی دست ها را دوباره به اطراف بدن برگردانده و همه هوا را از ریه ها خارج کنید. این تمرین را 10 مرتبه انجام دهید.
2- بایستید، دست ها را در جلو قرار داده و خود را روی پنجه ی پا بلند کنید. حین انجام این کار نفس را در ریه فرو برید. در عمل بعدی دست ها را به عقب و پشت بدن برگردانده، پاشنه ها را به زمین گذاشته و نفس را خارج کنید. این تمرین را در بیست یا سی تکرار انجام دهید.
3- عادی بایستید، هوا را عمیقاً به داخل ریه ها برده و همینطور که ایستاده اید بدنتان را به عقب بکشانید (تا جایی که در توان دارید) و پل بسازید. بعد دوباره به جلو برگشته و همه ی هوا را بیرون دهید. این تمرین را هم ده مرتبه تکرار کنید.
در انجام این تمرینات، اول روی نحوه ی تنفس خود و دوم روی حرکات بدنتان تمرکز کنید. می توانید این تمرینات را صبح ها یا هر زمان دیگری که فکر می کنید نیاز به تقویت روحیه دارید انجام دهید.
دل زود باورم را به كرشمه اي ربودي
چو نياز ما فزون شد تو بناز خود فزودي
به هم الفتي گرفتيم ولي رميدي از ما
من و دل همان كه بوديم و تو آن نه اي كه بودي
من از آن كشم ندامت كه ترا نيازمودم
تو چرا ز من گريزي كه وفايم آزمودي
ز درون بود خروشم ولي از لب خموشم
نه حكايتي شنيدي نه شكايتي شنودي
چمن از تو خرم اي اشك روان كه جويباري
خجل از تو چشمه اي چشم رهي كه زنده رودي
رهي معيري
دانستن چگونگي رفتار با مردم به اندازه شايستگي هاي فـنـي و مـديريتي اهميت دارد. به بدترين كارفرمايي كه تـاحـال داشـتـه ايـد فـكر كـنـيد. بـيـاد آوريـد كـه چطـور فقدان مهارتهاي رفتار با ديگران در او باعث دلسردي و عدم بهره وري ديگران و خروج شما با نا اميدي گرديد.
يك انسان موفق نيمي كارمند است، نيمي سياستمدار.او مي داند كار كردن با ديگران بخصوص در دنياي كنـونـي كـه مملو از انسانهاي دمدمي مزاج و زود رنج اسـت، روال ارتباطي خاصي را مي طـلبد. او سـخـن يـكـي از بــزرگان
جامعه شناس كـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته باشيد با مخلوقات منطق طرف نيستيد،بلكه با مخلوقـات احـساسـات، مـوجوداتـي كه سرشار از تبعيض، روحــيات پيشداوري و تعصب مي باشند، و با غرور و خودبيني دست بگريبانند طرف هستــيد،" را مد نظر دارد.
در ايـن قسمت برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد. براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد.
1- ديگران را با نام صدا بزنيد
اين خوشايند ترين صدا براي گوش هر كسي است. وقتي نام فردي را بكار مي بريد، در حقيقت پيغام خود را به صـورتي اختصاصي و تـنها براي شـخـص او مبـدل مـي سـازيــد. همچنين علاقمندي و ميزان اهميت شما را نسبـت به فرد ميـرسـاند. اين يك ابزار ساده فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي بـاشـد چـرا كه يك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود مي آورد. جملات خود را با اسامي افراد آميـخته، و بـا سـؤالاتــي نــظـيـر، "علي، امروز خوب هستي؟" آغاز كنيد.
2- اشتباه خود را بپذيريد
ممكن است تصوركـنيد كه اگر اشتباهي كه مرتكب شده ايد را بگردن نگيريد، وجهه خود را از دست خواهيد داد. اين كار درست نيست. اعتراف به اشتباهات در مـحيط كـار يكي از ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي مبادرت به آن مي نـمايـنـد. بـيـامـوزيــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـي را كنار گذاشته و بپذيريد كه كامل نيستيد. فقط در اين كـار زياده روي نكنيد مثلا لازم نـيست با عذرخواهي هاي فـراوان در جـلسـات اقـدام به بيان اشتباهات خود نماييد. يك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند.
3- ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد
اندك افرادي در بين ما، كه معمولا عقل كل خطاب ميگردنـد، بـنـظر مي رسد اينگونه فكر ميكنند كه هيچ كسي جز خودشان قادر به انجام صحيح امور نميباشد. جزء اين گروه از افراد نباشيد. به قابليتهاي ديگران اعتماد كنـيد. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتريـن وجـه ممـكن اطـمـيــنان داشتـه بـاشيد. ايـن به مـعناي داشتن انتظارات بيش از حد نيست. باور داشتن يك فرد او را تشـويـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا اميدي جلوگيري بعمل مي آورد.
4- علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد
"كارها خوب پيش ميره علي جان؟خوبه، ميشه اين پرونده ها رو برام چك كني؟" اين به معناي ابراز علاقه نبوده و بيشتر به دوستي خاله خرسه شباهت دارد. هر فردي در دفتر كار شما داراي سابقه اي غني از علايق، تجارب و سلايق مي بـاشد. حـتـي اگر نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب كنيد.
اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند.
به سخن خود مشغول بوده و بدانيد چه وقت بايد آنرا بيان كنيد...
5- از ديگران تعريف و تمجيد نماييد
فقط نگوييد "خوب بود." در مورد تعريف خود صريح تر بوده و نشان دهيد كه در مورد آنچه كه فرد در حقيقت انجام داده آگاهي داريد. "علي، تـو خيـلي خوب جلسه را اداره كردي بخصوص وقتي هـمـه از مسيـر مـوضوع اصـلـي منـحرف شده بودند،" اين يك مثال خوب است. در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقـعا نـيـاز است انتقاد نماييد. انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف دوسـتـي قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود.
6- مراقب حرفهايتان باشيد
اگر تصميم پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه آن را انـجـام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگي با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنيد، در مـورد كـارهـاي بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتيجه پيشرفتي نخواهيد كرد.
7- قدرداني و سپاسگزاري كنيد
اگر فـردي لـطفـي به شما كرد، و يا براي انجام كاري براي شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گرديد كـه بـه اين سـعي و تـلاش آگـاه شويد. شما بخودي خود مستحق لطف نـبـوده و كسـي بــه شما بدهكار نيست. اگر مورد لـطـف واقـع شـديد، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنيد.
8- با فكر و با ملاحظه باشيد
هـرگز تـصور نـكيند كه ديگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـي خـواهـنـد كـرد. برخي افراد بصورت طبيعي تك تك كلماتي كه شخص بـيـان مي كنـد را بـراي يـافــتن يك رودررويي شخصي مورد جستجو قرار مي دهند. شما نمي تـوانيـد اينگونه افراد را تغيير دهيد، اما قادريد نزد آنها حرف هاي خود را با دقت سازمان دهي نماييد. پيش از صحبت كـردن فكر كنيد و مطمئن شويد كه هيچ ابهامي كه باعث سوء تعبيـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.
همچنين ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد، اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال درباره عقايد و باورهايشان مي انديـشند. شما بايد نظرات آنها را محترم شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر ميكنند. بجاي مـشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور نيـستـيد مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه مي گوييد."
9- از خود گذشتگي كنيد
گه گاهي از مكان شغلي خود خارج شده و به ديگران در كـارهـايشـان كـمك نماييد. اين عمل را بدون اينكه از شما درخواست شود انجام دهيد. گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي نـمـوده و در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاد خـواهد شـد. دوم، بـراي خود لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازميگردد.
10- متواضع و فروتن باشيد
تلاشهاي مشهود براي تحت تاثير قرار دادن همكاران و اشخاص مافوق نـتـيجه عكس به همراه خواهد داشت. هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط ديـگران تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري بنماييد. كاميابيـهاي شما زماني مصداق واقعي پيدا ميكنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن بميان آوريد.
11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد
هـر كسي اشتباه مي كـنـد. بــه دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟ پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي كه شخص ( نه با خنديدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه اي دوستانه به شانه هـاي او از پريشانيش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد اين شـركـت هـم مـمـكـن است پيش بيايد." با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان نرسيده است. اگر مـــناسب است، بجاي جلب توجه بي مورد نسبت به اشتباه رخ داده، هيـچ چيزي نگوييد.
پاكسازي ميدان مين
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محيط كاري مي تـواند ميـدان ميـني از اشـخاص زود رنـج و احـساساتـي بـاشــد. داراي خصوصيات خود بودن آن را خنثي نمي كـنـد. بـا دانسـتـن قـوانـيـن بـرخـورد بـا ديـگـــران سياستمدارترين فرد محل كار خـود بـاشـيد. امـروزه، كـارمنــداني كه از روابط انساني به بهترين وجه آگاهي دارند، مناسب ترين افراد براي مديريت محسوب ميگـردند. كـارفرماي شما احتمالا اين موضوع را دانسته و به آن توجه خواهد كرد.
خنده يك پاسخ فيزيولوژيك به شوخ طبعي ميباشد. خنده از دو مولفه ژست ها و توليد اصوات تشكيل يافته است.
چه اتفاقاتي حين خنده روي ميدهند:
1- 15 عضله صورت منقبض ميشوند.
2- عضله اصلي گونه كه لب بالا را بلند ميكند تحريك ميشود.
3- اپي گلوت (مدخل حنجره) حنجره را بصورت نيمه بسته در مي آورد بنابراين شما به نفس نفس مي افتيد.
4- در خنده هاي شديد غدد اشكي نيز تحريك ميشوند.
5- كنترل عضلات بدن از دست شما خارج شده و بدن شل ميگردد.
علل روانشناختي خنده:
1-نشانه اعتماد به ديگران.
2-تقويت روابط اجتماعي.
3-اجتناب از درگيري و برخورد.
4-ايجاد صميميت.
5-خنده گوياي پذيرش و تعاملات مثبت است.
6-خنده بيانگر و اثبات كننده عضوي از يك گروه بودن است.
مطالب جالب در مورد خنده:
1-افراد 30 برابر بيشتر در حضور جمع مي خندند تا در تنهايي و بطور انفرادي.
2-خنده قابل سرايت است.
3-صداي خنده متشكل از آواهايي است كه در هر 210 ميلي ثانيه تكرار ميشوند.
4-انسان ها بسته به اينكه در حضور چه فرد و يا افرادي هستند بطور متفاوتي ميخندند.
5-مردها هنگامي كه در كنار يكديگر ميباشند، با خنديدن دوستي و رفاقت خود را ابراز كرده و روحيه رقابت جويانه ميان خود را تعديل ميبخشند.
6-حداكثر فركانس صوتي كه مردها قادرند با خنده توليد كنند 1200 هرتز است، اما زنان قادرند فركانسي تا 2000 هرتز توليد كنند.
7-خنده همواره پس از مكث در پايان جملات و عبارات خنده دار روي ميدهد.
8-كودكان 300 بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط 17 بار در روز مي خندند.
9- 80 درصد خنده ها در پاسخ به جوك و لطيفه نميباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظي و يا خوشامد گويي و سلام كردن روي ميدهند.
10-زنان 126 درصد بيشتر از مردان ميخندند.
11-صداي خنده زنان آهنگين تر از صداي خنده مردان است.
12-شمپانزه ها و موشهاي صحرايي نيز ميتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها).
فوايد خنده براي سلامتي:
1-خنده يك مكانيسم دفاعي و كنار آمدن با استرس، تحقير، خجالتزدگي و درد است.
2-خنده باعث افزايش سطح انرژي بدن ميگردد.
3-خنده باعث كاهش استرس و تنش رواني ميگردد.
4-خنده باعث كاهش درد ميگردد.
5-خنده باعث افزايش روحيه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن ميگردد.
6-خنده باعث بهبود كاركرد مغز ميگردد. خنده باعث تحريك هر دو نيمكره مغز گرديده و در عملكرد آنها تعادل ايجاد ميكند.
7- خنده باعث ماساژ دادن ارگان هاي شكمي و بهبود كاركرد آنها، تقويت عضلاتي كه ارگانهاي شكمي را در جاي خود نگه ميدارند، و افزايش و بهبود عمل جذب و هضم ميگردد.
8-خنده باعث تقويت يادگيري و تمركز ميگردد.
9-خنده باعث كاهش تنش عضلاني ميگردد.
10-خنده يك تمدد اعصاب و تكنيك تن آرامي رايگان و آسان است.
11-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزايش مي يابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون كاهش مي يابد(كمتر از حد طبيعي)
12-خنده باعث تغيير رفتار ما ميشود. پس از خنده ما بيشتر صحبت كرده وتماس چشمي و فيزيكي بيشتر برقرار ميكنيم.
13-خنده باعث كاهش سطح هورمونهاي استرس ميگردد. اين هورمونها كه در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح ميگردند باعث سركوب سيستم ايمني بدن، افزايش پلاكت هاي خون و افزايش فشار خون ميگردند.
14-خنده باعث تقويت سيستم ايمني ميگردد. خنده سلولهاي T وB و گاما اينترفرون را افزايش ميدهد.
15-خنده ممكن است به سرفه و سكسكه بيانجامد كه باعث پاك شدن مجاري تنفسي از مخاط اضافي ميگردد.
16-خنده باعث افزايش ايمنوگلوبين A ميگردد كه از مجاري تنفسي در برابر ارگانيزمهاي بيماريزا دفاع ميكند.
17-خنديدن يك نوع فعاليت بدني هوازي ميباشد.100بار خنديدن معادل 15 دقيقه فعاليت با دوچرخه ثابت ميباشد. خنده باعث كاهش فشار خون، افزايش جريان خون در بدن و افزايش اكسيژن رساني در بدن ميگردد.
18-خنده باعث ورزش ديافراگم وعضلات شكم، تنفسي، صورت، پا و كمر ميگردد.
19-خنده باعث تخليه انرژي و احساسات منفي و مخرب ميگردد.
20-خنده با افزايش اكيسژن رساني باعث تسريع بهبود زخم ها ميگردد.
21-خنده كوتاهترين مسير ميان دو فرد است.
چگونه شوخ طبع باشيم:
ناهمخواني (با عقايد، تصورات)، غير منتظره بودن، غافل گير كننده بودن، ممنوع بودن (اعمال، رفتار و شخصيت)، و تاخيردر درك (به اصطلاح گرفتن مطلب) همگي ميتواند فاكتورهاي شوخ طبعي باشند.
چه نكاتي را بايد هنگام شوخ طبعي رعايت كنيم:
1-مطمئن گرديد فردي كه ميخواهيد با وي شوخي كنيد شرايط و يا جنبه شوخي را داراست.
2-با كسي شوخي كنيد كه با وي صميمي و نزديك ميباشيد.
3-موقعيت اجتماعي را مد نظر قرار دهيد (در دانشگاه، ميهماني و يا مراسم ترحيم).
4-شوخي بايد متوجه خودتان باشد و نه فرد ديگري.
5-شرايط و موقعيت ها را دستمايه خنده قرار دهيد و نه فرد و يا گروه را.
6-سعي كنيد با افرادي كه از نظر سني از شما بزرگتر هستند شوخي نكنيد.
7-در شوخ طبعي افراط نكنيد تا از وقار و شان شما كاسته نگردد.
شـايد بـراي شـما اتفاق افتاده باشد كه دوستتان را ديده باشيد كه پيراهني صورتي به تن كرده و توسط اطرافيان مورد تحسـين، تـمجـيد و تـوجه فـراوان قـرار گرفته باشد. شما نيز به تبـع او تصـميـم گرفتـيـد كـه پيراهني به همان رنگ تهيـه كـرده و بـر تن كنيد. اما بعد از اينكار مورد تمسخر و ريشخـنـد ديـگــران قــرار گرفته و همان نگاههاي پيشين نيز از شما برگردانـده شـد و در نتيجه آنها را از تن درآورده و لباسهاي مشكي، آبي و خاكستري قبلي خود را پوشيديد. اگر مي خواهيد بدانيد كه چرا آن پيراهن صورتي مناسب شمـا نبود و چرا اين به آن معنا نـيست كه ديـگر نـبايد لـباسهاي رنـگي بپوشيد، به ادامـه مقاله توجه كنيد. رنـگ پوست شـما چه تيره باشد،چه روشن وچه درميان اين دو،ميتوانيد رنگي مناسب براي لباس خود انتخاب نماييد.
پوستهاي تيره
افراد تيره پوست معمولا داراي چشمان و موهاي مشكي يا قهوهاي تيره مي باشند كه در اين صورت بايد لباسي را انتخاب كرد كه با رنگـهاي تـيره مـغايرت داشـتـه بـاشـد. اين مغايرت چهره را از يكنواختي بيرون آورده و باعث جذابيت بيشتر مي گردد.
رنگهاي مناسب براي اين گروه
رنگهاي نا مناسب اين گروه
اگر جزء اين دسته افراد هستيد از پوشيدن لباس با رنگهاي گرم و تيره خودداري كنيد. از آنجايي كه رنگ مشكي و آبي تيره مــعـمولا" به عنوان لبـاس رسمي كار در نظر گرفـتـه شده و نميتوان بطور كامل آن را كنار گذاشت، لذا سعي كنيد بكارگيري آنها را به حداقل رسانده و فقط در صورت لزوم از آنها استفاده نماييد.
پوستهاي معمولي ( نه تيره نه روشن )
افرادي كه داراي چنين رنگ پوستي هستند ميتوانند تقريبا" از هر رنگ لباس استفاده كنند. از آنجاييكه هر دو رنگ روشن و تيره ميتواند با اينگونه رنگ پوست مغايرت داشته باشد، بنابراين از هردو رنگ مي توان استفاده نمود و لي بهتراست پيراهن را هماهنگ با رنگ چشم انتخاب كرد.
رنگهاي مناسب اين گروه
رنگهاي نامناسب اين گروه
تنها رنگهايي كه در اين گروه اصلا" نبايد بكاربرد، رنگهاي نزديك به رنگ پوست است. براي مثال اگر رنگ پوست شما زيتوني است، از پوشيدن لباسهاي زيتوني يا قهوه اي خودداري كنيد.
پوستهاي روشن
اين گونه افراد معمولا" موهايي بلوند و روشن داشته و رنگ چشم آنها سبز، آبي، طوسي يا قهوه اي روشن است. رنگي مناسب اين گروه است كه با رنگ پوست تضاد داشته باشد.
رنگهاي مناسب اين گروه
رنگهاي نا مناسب اين گروه
در اين گروه بطور كلي بايد از رنگهاي خشن و روشن استفاده نمود تا تضاد كافي با رنگ پوست بوجود آيد. بكارگيري رنگهاي گرم به هيچ عنوان پيشنهاد نمي شود.
يه روز يه بابا ميره ماهي بگيره تور رو مي اندازه تو دريا هرچي مي كشه درنمي ايد ميره زيره اب مي بينه ماهي ها تور را بستن دارن واليبال بازي مي كنند
به روز تو ديوونه خونه نوار غمگين ميذارن همه پا ميشن ميرخصن غير از يه ديوونه كه همه فكر ميكنن عاقله ميرن جلو ازش ميپرسن تو چرا نميرخصي ميگه من عروسم
روباهه مرغ رشتيه رو ميدزده ميره بالاي تپه ميگه اوووووووووووووووو.
رشتيه ميگه مرغ ما رو كه ميدزدي اداي ما رو هم در مياري .
به ترکه ميگن نظرت درباره خدا چيه؟ترکه ميگه خدا خوبه.مهربون....ابولفضل نگه دارش باشه.
روزي ملا نصر الين داشته سخنراني ميكرده تو سخنرانيش ميگفته كه به تعداد هر زني كه بگيري يك چراغ تو بهشت برات روشن ميشه . كه يع دفعه زنشو بين جمع ميبينه . ميگه البتهههههههه " هر گز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش "
تقويت نيروي تمركز
در ابتدا لازم است، تفاوت ميان توجه و تمركز مشخص گردد. توجه (attention) يك فرايند شناختي معطوف ساختن ذهن، بطور انتخابي، بر روي يك چيز و ناديده انگاشتن ساير چيزها است. توجه حداكثر 30 ثانيه پابرجا مي ماند. تمركز (concentration) عبارت است از حفظ كانون توجه بر روي يك تكليف خاص، پس از منحرف شدن توجه، توسط عوامل مزاحم و پرت كننده حواس. تمركز به مفهوم گوش بزنگي و هوشياري دروني است. غير از عواملي همچون سر و صدا و عوامل ديداري كه سبب بر هم خوردن تمركز ميگردند، عوامل بسيار ديگري در پيرامون و درون ما وجود دارند كه آرامش و تمركز را از ما سلب ميكنند. از اين عوامل ميتوان به ترس، ترديد، نگراني و اضطراب اشاره كرد. وقتي بياموزيم كه چگونه بايد تمركز كنيم، ورود اين نيروهاي مخرب به ذهن مان دشوارتر ميگردد. امروزه بشر قرباني تفكرات تاريك، مبهم و مخرب خويشتن است، اما روزي فرا خواهد رسيد كه نيروي تمركز ما، انديشه هاي مزاحم و پريشان كننده را محو خواهد كرد. به يقين تمركز مطمئن ترين راه براي دستيابي به اهداف است. كنترل افكار نيازمند تمركز پايدار است. پرتوهاي خورشيد را در نظر آوريد، هنگامي كه پرتوهاي خورشيد به كمك يك ذره بين بر روي يك جسم متمركز ميشوند، گرمايي به مراتب بيش از پرتوهاي پراكنده و ناهمگرا؛ از همان منبع واحد، توليد خواهند كرد. اين حقيقت وجودي تمركز است. تمركز خود را پراكنده سازيد و به نتايج معمولي و پيش پا افتاده دست يابيد. اما آن را بر روي يك هدف خاص متمركز سازيد و به نتيجه اي به مراتب بهتر نايل آييد. وقتي شما تمركز خود را بر روي يك هدف واحد متمركز ميكنيد، تمام اعمال، اعم از ارادي و غير ارادي در راستاي دستيابي به آن هدف قرار خواهند شد. چنانچه شما تمام انرژي خود را بطور انحصاري بر روي يك هدف معطوف سازيد، نيرويي خلق خواهيد كرد كه اسباب دستيابي به آن هدف، براي شما مهيا خواهد گرفت. هنگامي كه شما افكار خود را متمركز ميسازيد، نيروي انديشه شما افزايش مي يابد. لازمه تمركز همانا توانايي جلوگيري از ورود افكار مزاحم به ذهن است. نيروي اراده به اندازه كافي قوي هست كه هر آنچه شما تصور كنيد را برايتان ممكن سازد. ذهن همواره بايستي تحت فرمان و كنترل اراده و جسم نيز تحت فرمان ذهن باشد. توسعه و تقويت تمركز به ممارست مداوم احتياج دارد. البته ذهن انسان از تاديب و نظم پذيري بيزاراست، بنابرين در مقابل آن مقاومت ميكند. اما شما نيز بايستي با نيروي اراده در برابر تمرد و سركشي هاي نفس راحت طلب خود ايستادگي كنيد. همه چيز به انتخاب شما بستگي دارد. قانون جذب (attraction law) در تمام جهان حكمفرماست. اين قانون به ما مي آموزد كه بر روي هر چيزي كه تمركز كنيم، آن را به سمت خود خواهيم كشاند. و يا از سويي شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب خواهيد كرد. اگر بر روي نيكي تمركز كنيم، زندگي ما آكنده از خوشي و شادكامي، و چنانچه بر روي ثروت تمركز كنيم، پول و مكنت را جذب خود خواهيم كرد. تمركز بر كمالات انساني و ارزشهاي والا به عدم وابستگي و استقلال، و استقلال به قدرت منتهي ميگردد. در غياب تمركز، دستيابي به هيچ هدف و مقصودي ميسر نخواهد بود.از موفقيت در تجارت، ورزش و هنر گرفته تا شفا يافتن، تمركز كليد طلايي اي است كه به شما در شكوفا ساختن و تسلط بر پتانسيل ذاتي تان ياري مي رساند. وقتي بر اعتقادات، توانايي ها و اهداف تعريف شده خود تمركز كنيد، هيچ كس توان و ياراي آشفته ساختن، دلسرد كردن و متوقف ساختن شما را نخواهد داشت. چشم اندازها و رويكردهاي خود را تعين كنيد، و به سوي اهداف و آرزوهاي خود گام برداريد، و تا دستيابي به آنها تمركز خود را از دست ندهيد. در پرتو نيروي تمركز ميتوانيد به آرامش درون دست يابيد و شكست ناپذير گرديد.
براي انجام تمرينات يك محيط ساكت و آرام را بيابيد. سعي نكنيد بيش از حد خودتان را تحت فشار قرار دهيد. انجام تمرينات تمركز دشوار بوده و بعضا طاقت فرسا است. از روزي 5 دقيقه شروع كنيد و بتدريج زمان تمرين را افزايش دهيد. اما چنانچه در ابتدا از عهده تمرينات بر نيامديد مايوس نشده و به آنها ادامه دهيد. تمام حواستان را متمركز تمرينات كنيد و به هيچ چيز ديگري فكر نكنيد.
تمرينات:
1- يك كتاب را انتخاب كرده، سپس تعداد واژه هاي هر پاراگراف را شمارش كنيد. البته بدون گذاشتن انگشت بر روي لغات و تنها با چشمها. سپس سعي كنيد تمام واژه هاي يك صفحه كامل را بشماريد.
2- از عدد يك تا 100 را بطور معكوس شمارش كنيد: 100،99،98....
3- تمرين فوق را مجددا تكرار كنيد، اما اين بار شمارش را از 100 آغاز كرده و 3 عدد درميان ادامه دهيد: 100،97،94....
4- يك واژه خوشايند را انتخاب كنيد. و بطور آهسته در ذهنتان به مدت 5 دقيقه تكرار كنيد. به تدريج زمان را به 10 دقيقه افزايش دهيد.
5- يك سيب را مقابل خود روي ميز قرار دهيد. به مدت 10 دقيقه تمام حواس خود را متمركز آن سيب كنيد. آن را لمس كنيد، ببوييد و نگاه كنيد.
6- اكنون تمرين فوق را مجددا تكرار كنيد. اما اين بار پس از اينكه به سيب خود نگاه كرديد، چشمان خود را ببنديد و بكوشيد تصوير سيب را در ذهن خود مجسم كنيد. چنانچه شكل سيب را فراموش كرديد، مجدداً به سيب نگاه كنيد و دوباره چشمان خود را بسته و سيب را در ذهنتان تجسم كنيد. پس از تجسم سيب، محو آن گرديد و به هيچ چيز ديگري فكر نكنيد.
7- يك قاشق و يا چنگال را برداريد و روي آن تمركز كنيد. از تمام جهات به آن نگاه كنيد. بدون بيان كلامي در ذهن، يعني ذهنتان بايستي تهي از واژه ها باشد. تنها به چنگال نگاه كنيد بدون آنكه توسط واژه ها درباره آن بيانديشيد.
8- يك شكل هندسي نظير دايره و يا مستطيل رسم كنيد و درون آن را به رنگ دلخواه رنگ آميزي كنيد. بر روي آن تمركز كنيد. شما بايستي تنها به آن شكل هندسي نگاه كنيد، نزد شما تنها چيزي كه وجود عيني دارد، همان شكل هندسي است. عاري از هرگونه افكار مزاحم و نامربوط و يا هرگونه عامل پرت كننده حواس. به چشمان خود فشار نياوريد و با واژه ها به آن فكر نكنيد.
9- سعي كنيد به مدت 10 دقيقه به هيچ چيز فكر نكنيد، عني جريان تفكر را متوقف سازيد.
10- يك تصوير كاملا نا آشنا را به مدت چند دقيقه مشاهده كنيد. سپس بكوشيد جزئيات تصوير را به خاطر آوريد.
11- در تخيل خود يك دايره به روي يك ديوار سفيد رسم كنيد. سپس در مركز آن يك نقطه بگذاريد و به آن نقطه خيره شويد.
12- چشمان خود را ببنديد و شروع كنيد به تجسم عدد "1" در مقابل خود، وقتي كه عدد يك را مشاهده كرديد، در ذهنتان با صداي بلند بگوييد"يك". اجازه دهيد تا عدد يك محو گردد. اكنون عدد "2" را تجسم كنيد و به محض مشاهده آن با صداي بلند بگوييد"دو".اين تمرين را تا عدد 100 تكرار كنيد.
13- يك نقطه را روي ديوار شناسايي كنيد. روي آن نقطه تمركز كنيد. هرگونه انديشه اي را از ذهنتان پاك كنيد. و تنها بر روي آن نقطه تمركز كنيد.
14- روي صندلي بنشينيد و چشمان خود را ببنديد. ذهنتان را ازهر گونه انديشه اي پاك كنيد، تنفس خود را عميق كنيد و تعداد بازدم هاي خود را شمارش كنيد.(5 دقيقه)
15- يك ليوان پر از آب را با دست بگيريد. سپس دست خود را بصورت راست و كشيده در آورده و سعي كنيد ليوان را ثابت نگه داريد. به ليوان چشم بدوزيد و سعي كنيد ليوان بدون حركت باقي بماند، نبايد تكانهاي قابل تشخيص وجود داشته باشد (لرزش اندك طبيعي است). اين تمرين را از يك دقيقه آغاز كرده و تا 5 دقيقه بتدريج افزايش دهيد.
16- روي صندلي بنشينيد. سعي كنيد تمام عضلات خود را شل و ريلكس كنيد. بكوشيد هرگونه انقباض ارادي و غيرارادي بدن خود را متوقف و حذف كنيد. بدون حركت به مدت 5 دقيقه ثابت و بي حركت بمانيد.
راهكارهايي براي حفظ تمركز در موقعيتهاي خاص:
1- از قبل خود را مهيا سازيد: مشكلات غير منتظره به ميزان قابل توجهي از اعتماد بنفس و تمركز شما ميكاهند. اندكي آمادگي ميتواند بسيار موثر واقع شود. اكنون فرض كنيد ميخواهيد خود را براي يك رقابت ورزشي مهيا سازيد. ابتدا هر نوع اطلاعات، هر چند جزئي را گردآوري كنيد ،تا قادر باشيد وقايع را بدرستي پيش بيني كنيد.زمين بازي به چه شكل خواهد بود؟خورشيد در زمان انجام بازي در كدام جهت و موقعيت مكاني قرار خواهد داشت؟آيا تماشاگران زيادي در ورزشگاه حضورخواهند يافت؟به ورزشگاه برويد و از نزديك آن جا را مورد بررسي قرار دهيد. سپس بدترين حالت ممكن را پيش بيني كنيد.چه چيز ممكن است تمركز شما بر هم بزند و شما را پريشان خاطر كند؟داوري ناعادلانه؟سروصدا و تمسخر تماشاچيان؟از قوه تخيل خود كمك بگيريد.شرايط احتمالي را تجسم كنيد و سپس در آن شرايط خاص به تمرين بپردازيد.اگر احتمال ميدهيد سروصداي تماشاچيان تمركز شما را بر هم خواهد زد،يك ضبط صوت را با صداي بلند در كنار زمين قرار داده و سپس به تمرينات خود بپردازيد.و يا به يكي از دوستان خود بگوييد كه حين تمرين سر شما داد بكشد و شما را مورد تمسخر قرار دهيد.
2-جريان فكري خود را متوقف سازيد: هنگام مواجهه با يك انديشه مزاحم يك علامت قرمز و بزرگ چراغ راهنمايي را مقابل خود تجسم كنيد. سپس اجازه دهيد تا علامت به همراه انديشه ناخواسته محو گردد.
3- زدودن افكار از ذهن: ابتدا بطور فيزيكي ريلكس و آرميده شويد. ميتوانيد بنشينيد و يا دراز بكشيد. سپس بدون اينكه خود را تحت فشار قرار دهيد، اجازه دهيد ذهنتان بطور آزادانه سير كند. در اين زمان خواهيد ديد كه افكار عجيب و غريبي به ذهنتان خطور خواهد كرد. بدون اينكه بيش از حد نسبت به آنها واكنش نشان دهيد، از نگاه يك شخص بيگانه آنها را مورد بررسي قرار داده و سعي كنيد به منزله چيزي در خارج از وجود خودتان به آنها بنگريد. سپس هر كدام از آنها را كنار بگذاريد. در واقع شما با اين كار آگاهانه تصميم ميگيريد تا افكار خود را دنبال نكنيد.
حفظ تمركز هنگام مطالعه:
1-نگراني هاي احساسي: ابتدا براي مشكلات جدي خود راه حلي بيابيد و يا تصميم بگيريد كه در فرصت مناسب تري به آنها رسيدگي خواهيد كرد.
2-شرايط مطالعه: مكان مطالعه بايستي از تهويه مناسب (بمنظور جلوگيري از خواب آلودگي شما) و نور كافي برخوردار باشد. همچنين محيط مطالعه بايستي ساكت و بدون سرو صدا و دماي محيط كمتر از 22 درجه سانتي گراد باشد. در صورت لزوم موزيك ملايمي نيز در پس زمينه وجود داشته باشد.سعي كنيد براي مطالعه يك زمان خاص و معين را اختصاص دهيد.مكان مطالعه بايستي فاقد تلفن (به ويژه گوشي تلفن همراه)، تلويزيون و يخچال باشد.سعي كنيد بطور انفرادي مطالعه كنيد.
3- گهگاهي به چشمان خود استراحت دهيد. كاهش پلك زدن و خيره شدن به مطالب درسي موجب خستگي چشمها ميشود. به يك نقطه دور دست نگاه كنيد. چندين بار محكم پلك بزنيد و با دستان خود چشمهايتان را مالش دهيد.
4- سرعت مطالعه خود را افزايش دهيد. تند خواني فرصت كمتري را براي نفوذ عوامل مزاحم به ذهن باقي خواهد گذاشت.
5- 10 تا 20 دقيقه ابتدايي مطالعه بايستي به عنوان مرحله گرم كردن ذهن تلقي گردد. بنابراين از اينكه در اين مدت تمركز 100 درصد ايجاد نگرديده، دلسرد نشويد. بيشتر اشخاص در 20 دقيقه نخست از اينكه نتوانسته اند تمركز داشته باشند، از مطالعه كردن نا اميد ميشوند. اما به مطالعه خود ادامه دهيد تا بتدريج علاقه و تمركز ايجاد گردند.
6- اگر احساس كرديد تمركزتان در حال كاهش يافتن است. كتاب و جزوه خود را ببنديد و قدري استراحت كنيد.حركات كششي انجام دهيد، اندكي راه برويد و يك نوشيدني بخوريد.
7- پس ازفراگيري مطالب جديد به خود پاداش بدهيد. (يك شكلات، كيك و يا غذاي مورد علاقه)
8- خواب كافي و تغذيه مناسب لازمه برخورداري از تمركز است.
9- از آنجايي كه مطالب درسي ناخوشايند ايجاد كسالت ميكنند، بكوشيد يك نوح حس علاقه و هدفمندي به مطالب درسي در خود ايجاد كنيد.
راهنماي خريد عينكهاي آفتابي
يـك عيـنـك آفتابي خوب بايد شرايط زير را فراهم كند:
1- چشمان شما را در برابر اشعه ماوراء بنـقش محافظت كند.
2- چشمان شما را در برابر نور شديد خورشيد محافـظت كند.
3- چـشمـان شما در برابر نورهاي زننده و خـيـره كـنـنـده محافظت كند.
4- وضوح و كنتراست را بهبود ببخشد.
يـك عيـنـك ارزان قيـمت مـعمـولا مـزاياي فـوق را در اختيارشما قرار نمي دهـند بـلكه تنها از شدت نور ميكاهد ولي اشعه ماوراء بنفش را حذف نمي كنـد. از ايـن رو عـنـبـيــه چـشمـان بـواسطـه كـاهش شـدت نـور منبسط تـر و بازترشده و اجازه مي دهد اشـعـه مـاوراء بنـفـش بيـشتري به آنها برسد كه سبب آسيب به شبكيه چشم و در پي آن ابتلا به آب مرواريد و حتي سرطان چشم مي گردد. بنـابـرايـن حتما از عيـنـك هـاي آفـتـابي بـا مـارك هـاي مـعـتبر استفاده كنيد در زير به برخي از اين ماركها اشاره شده است:
RAY BAN، SUN TIGER، VUAMET، SHIELDS، REVO، CEBE، BOLLE، CALVIN KLEIN
COSTA DEL MAR، POLICE، BUCCI، ARNETTE، CAZAL ،PERSOL، EYEHAWK، ZEAL
OAKLY، SPY OPTICS، ZEAL، NIKE، DIESEL، VOGUE، TIMBERLAND، HUGO BOSS
CARRERA، SMITH، SILLOUETTE، FENDI، GEORGIO ARMANI، CHANNEL
جنس فريم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- پلاستيكي
* CELLULOSE ACETATE - ZYL: مقرون به صرفه و خيلي
سبك ميباشد.
* PROPIONATE: پـلاسـتـيـك نـايـلوني كه حساسـيـت زا
نميباشد و سبك وزن است.
* NYLON - GLIDAMIDE: گليداميد مقـاوم در بـرابر گـرما و
سـرمـا بــوده و انـعــطاف پذير اما سخت و حساسـيـــت زا
نميباشد.
فريم هاي پلاستيكي شكننده تر از فريم هاي فلزي بوده و در برابر تابش خورشيد بمرور استحكامشان كاهش مي يابد.
2- فلزي
* MONEL: آلياژي از چند فلز ميباشد. ضد خـوردگي بوده
و معمولا داراي روكش پالاديوم است.
* TITANUM: سبك و بادوام، با استحكام و مقاوم دربرابر
خوردگي (نقره اي رنگ ميباشد)
* BERYLLIUM: ارزان قيمـت، مـقـاوم در برابر خوردگي و
كدر شدن، بسيار قابل انعطاف(خاكستري مات)
* STAINLESS STEEL: اسـتـيـل ضـد زنـگ سـبـك وزن و حساسيت زا نمي بـاشد، مـقـاوم در بـرابـر خــوردگــي و ساييدگي بواسطه داشتن فلز كرميوم در تركيبش
* FLEXON: نـوعـي آلـيـاژ تـيـتـانيـوم مـــي بـاشـد كه بـه "فلز حافظه" موسوم است چون در صـورت آسـيـب ديـدن مـجـددا بـه شـكـل اوليه خود باز مي گردد. حـتـي پـس از پيچاندن خم كردن و له كردن. سبك وزن، ضـد خـوردگي و حساسيت زا نميباشد.
* ALUMINUM: سبك، بسـيـار مـقاوم در برابر خوردگي، براي استحام بيشتر با آهن و سيليكون تركيب ميگردد.
فريـم بايد هم اندازه و مكمل شكل و رنگ پوست شما باشد. مـثـلا افـراد بـا صـورت گـرد بهتر است فريمهاي مستطيل شكل را انتخاب كنند و افـرادي كه فرم صورتشان مربعي و مستطيلي شكل است بهتر است فريمهاي بيضي شكل را انتخاب كنند. نكته ديگر آنكه سطح بالاي فريم نبايد ابروهاي شما را بپوشاند.
محاسبه شاخصهاي رژيمي
تاثير يك رژيم غذايي و يا تمرينات ورزشي تنها زماني قابل پيگيري و نظارت مي بـاشنـد كـه شمـا اطـلاعات كـافـي از شاخـص هـاي مـورد اسـتفاده در تعيين وضعيت جسماني در اخـتـيـار داشـتـه باشـيـد. در انتهاي مقاله با وارد نمودن مشخصات خود ميتوانيد اين شاخص ها را بطور محاسـبـه شده مشاهده نماييد.
در زير به مهمترين اين شاخص ها توجه كنيد:
وزن ايـده آل بدن: شاخصي مي بـاشد كه وزن ايده آل و
مطـــلوب شما را تعيين مي كند. بـراي بـدسـت آوردن اين
شاخص چندين فرمول وجود دارد:
فرمول اول:
مردان : [(152.4 - قد (سانتيمتر)) * 0.91] + 50
زنان : [(152.4 - قد (سانتيمتر)) * 0.91] + 45.5
فرمول دوم:
مردان: 48 + ( 2.7 به ازاي هر 2.5 سانتي متر بالاي 150 سانتي متر قد )
زنان: 45 + ( 2.8 به ازاي هر 2.5 سانتي متر بالاي 150 سانتي متر قد )
فرمول سوم (براي جثه هاي متوسط):
مردان: [ ( 150-قد ) * 1.1 ] + 48
زنان: [ ( 150-قد ) * 0.9 ] + 45
فرمول چهارم:
عدد 100 را از قد خودتان كسر كنيد عدد بدست آمده وزن پايه مي بـاشد. بـراي بـدست آوردن وزن ايده آل خود زنان ميبايست %15 و مردان %10 از وزن پايه خود را كم كنند.
شاخص توده بدن(BMI): شاخصي است كه مي تـوان از طريق آن پي ببريد كه تا چه اندازه تناسب اندام داريد فرمول آن اين چنين است:
مجذور قد(متر) / وزن(كيلوگرم) = BMI
شاخص بدست آمده را با داده هاي زير تطابق دهيد:
BMI<18.5 : كمبود وزن شديد
BMI<20 : كمبود وزن و يا ورزشكار
BMI<20-22 : وزن ايده آل
BMI<22-25 : وزن طبيعي
BMI<25 : چاقي اندك
BMI<27 :چاقي متوسط
BMI<30 : چاقي شديد
BMI<40 : چاقي مفرط و بيمارگونه
شاخص چربي بدن: اين شاخص ميزان چربي بدن شما را اندازه گيري ميكـند و داراي 2 فرمول ميباشد:
فرمول اول(درصد چربي بدن):
مردان: [ وزن / ( (وزن) * 0.82 - (دوركمر) * 4.15 + 98.42- ) ] * 100
زنان: [ وزن / ( (وزن) * 0.82 - (دوركمر) * 4.15 + 76.76- ) ] * 100
فرمول دوم:
5.4 - ( جنس * 10.8 ) - ( سن * 0.23 )+ ( BMI * 1.20 )
جنس براي مردان = 1 و زنان = 0
شاخص بدست آمده را با داده هاي زير تطابق دهيد:
زنان مردان وضعيت
--------------------------------------------------
16% 11% عالي
16-19% 11-13% خوب
20-28% 14-20% قابل قبول
29-31% 21-23% ريسك كم
31% 25% ريسك بالا
براي بدست آوردن وزن چربي بدن درصد بدست آمده را در وزن كل بدن ضرب كنيد.
شـاخـص هاي توده عضله، مساحت سطح بدن، متابوليسم پايه، جثـه و تست تناسب اندام...
شاخص توده عضله: ايـن شـاخـص ميـزان وزن شـما را بـدون در نـظر گـرفـتـن چـربـي مشخص ميكند:
فرمول اول:
(فرضا %23 تنها 23 را قرار دهيد)
100 / ( درصد چربي بدن - 100 ) * وزن
فرمول دوم:
مردان: ( 2 ^ قد (متر) * 100 ) / مجذور وزن ) * 128 - (وزن(كيلو) * 1.10 )
زنان: ( 2 ^ قد (متر) * 100 ) / مجذور وزن ) * 148 - (وزن(كيلو) * 1.07 )
( علامت ^ به معناي توان مي باشد )
مساحت سطح بدن: اين شاخص مساحت سطح بدن شما را تعيين ميكند:
0.425^وزن (كيلو) * 0.725^قد(متر) * 0.20247
شاخص متابوليسم پايه: اين شاخص حـداقل كـالـري مـورد نـياز در طي 24 ساعت را تعيين ميكند:
فرمول اول:
مردان: ( سن * 6.8 ) - قد (سانتيمتر) * 5 ) + وزن(كيلو) * 13.7 ) + 66
زنان: ( سن * 4.7 ) - قد (سانتيمتر) * 1.8 ) + وزن(كيلو) * 9.6 ) + 65
فرمول دوم:
( شاخص توده عضله(كيلو) * 21.6 ) + 370
تعيين جثه: اين شاخص به شما نشان ميدهد كه جثه شما كوچك,متوسط و يا بزرگ ميباشد:
اندازه مچ دست(سانتي متر) / قد(سانتي متر)
شاخص بدست آمده را با داده هاي زير مقايسه كنيد:
مردان زنان نتيجه
----------------------------------------------------------------------
بزرگتر يا مساوي 10.4 كمتر از 11 كوچك اندام
9.6 - 10.4 10.1-11 متوسط اندام
كمتر از 9.6 كمتر از 10.1 درشت اندام
بیت روز
مردن آن نيست که در خــاک سيــــه دفـــن شوم
مردن آن است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم

امام حسن عسکري عليه السلام همواره اصحاب خود را موعظه مي فرمود و آنها را به ياد عالم آخرت مي انداخت و از فتنه ها و فريبکاريهاي دنيا بر حذر مي داشت از جمله موعظه آن حضرت چنين است:
" انکم في آجال منقوصة و ايام معدودة والموت ياتي بغتة من يزرع خيرا يحصد غبطة و من يزرع شرا يحصد ندامة لکل زارع ما زرع لايسبق ابطي بحظه ولا يدرک حريص مالم يقدر له من اعطي خيرا فالله اعطاه و من وقي شرا فالله وقاه."
" اي مردم ! شما عمري کوتاه و روزهايي بر شمرده و مشخص داريد و مرگ، ناگهاني فرا مي رسدهر کسبذر نيکي بکارد خوشي را درو کند و هر کس تخم بدي بکارد پشيماني درو کند،هر کشاورزي هر چه بکارد همان محصول اوست کسي که کُند کار باشد بهره اش را مي يابد و کسي که حريص است به آنچه مقدرش نيست نمي رسد هر کس که به خيري مي رسد خدايش مرحمت کرده و هر کس از شري برهد خدايش رهانيده است."
اين سخنان امام عليه السلام بيانگر اصل سخن واقعيتهاي زندگي است زيرا که انسان - به فرموده امام - ايام عمر معيني دارد که نه بيشتر و نه کمتر مي شود و مرگ، ناگهان فرا مي رسد بنابراين سزاوار است کسي که بر اين حال است فريب نخورد و به حقوق ديگران تجاوز نکند و يقين داشته باشد که او به جزاي عمل خود مي رسد.
امام عليه السلام به انديشيدن در امر خداي متعال با هدف ايمان دعوت فرموده و مي گويد:
" ليست العبادة کثرة الصيام و الصلاة و انما العبادة کثرة التعبد: التفکر في امرالله..."
" عبادت به زيادي روزه و نماز نيست بلکه عبادت به زيادت تعبد يعني انديشيدن در امر خداست..."
امام عليه السلام دراحاديث خود بيان فرموده است که ريشه اعتقاد و ايمان به خدا ژرف نگري در امر خدا و نگرش به بدايع خلقت پروردگار است زيرا اينها هستند که انسان را به ايمان مطلق نسبت به آفريدگار بزرگ وا مي دارند.

جعفربن محمد حمزه علوي درباره حکمت تشريع روزه سوال کرد. امام عليه السلام در پاسخ وي فرمودند:
" فرض الله تعالي الصوم ليجد الغني مس الجوع فيحنو علي الفقير."
"خداي تعالي روزه را از آن جهت واجب گردانيده است تا توانگر، رنج گرسنگي را لمس کند و بر مستمند و فقير توجه نمايد."
امام عليه السلام درباره فلسفه تشريع روزه با کوتاهترين و رساترين بيان سخن گفته است که روزه توانگر را به نيازمنديهاي مردم فقير و احساس به او وا مي دارد به علاوه فوايد روحاني و بهداشتي زيادي که بر آن مترتب است.
امام عليه السلام منافقان را نکوهش کرده مي فرمايد:
" ليس العبد عبدا يکون ذا وجهين و ذالسانين يطري اخاه شاهدا و ياکله غائبا اعطي حسده و ان ابتلي خانه."
"چه بد است آن بنده خدايي که دو رو و دو زبان است در حضور برادرش او را مي ستايد و پشت سر از او بدگويي مي کند اگر چيزي ( به آن برادر ديني) برسد حسودي کند و اگر گرفتار شود بر او خيانت ورزد.
همان گونه که او را از هر چه حق و حقيقت است بسيار دور مي کند. و از جمله مظاهر ناپاکي شخص دورو آن است که براي رسيدن به مطامع نامشروع خود به دورويي متوسل مي شود. نصيحتي گرانقدر
امام عليه السلام برخي از يارانش را با اين نصيحت گرانقدر و حکمت رسا بهره مند ساخته و فرموده است:
تا وقتي که برايت قابل تحمل است از درخواست چيزي از ديگران خودداري کن زيرا هر چيزي را خير تازه اي است. پافشاري در درخواستها ارزش تو را از بين مي برد، مگر اين که دري به روي تو باز شود که شايسته ورود باشد! زيرا چقدر نزديک است که دست رد به سينه ستمديده بخورد. و چه بسيار دگرگونيها نوعي از آداب خداي عزوجل باشد.نصيبها مراتبي دارد، بنابراين براي ميوه اي که نرسيده شتاب مکن زيرا که هر ميوه اي در وقت خودش مي رسد و آن که امور تو را تدبير مي کند بهتر مي داند که چه وقتي براي تو صلاحاست.پس به آگاهي او در امور خود اطمينان کن و در همان آغاز نيازمنديهاي خويش عجله مکن که دلتنگ خواهي شد و پرده نوميدي جلوتر خواهد افتاد. بدان که شرم و حيا اندازه اي دارد و اگر از آن مقدار زياد شود ناتواني است. جود و بخشش نيز اندازه اي دارد اگر از آن مقدار افزون گردد ولخرجي است و اقتصاد نيز حدي دارد پس اگر بيشتر شد بخل خواهد بود و شجاعت نيز اندازه اي دارد اگر از آن اندازه افزون شد بي باکي است.
شما را به تقواي الهي و پرهيزکاري در دينتان، و کوشش و تلاش براي خدا، و راستگويي، و اداي امانت به هر که شما را امين شمرده است، نيکوکار باشد و يا بدکار، و سجده طولاني و همسايه داري خوب، توصيه مي کنم که محمد(ص) به خاطراينها آمده است. نماز را با جماعت ايشان- شيعيان- بخوانيد و جنازه هايشان را تشييع کنيد و از بيمارانشان عيادت نماييد و حقوق ايشان را بپردازيد، زيراهنگامي که فردي از شما پرهيزکار در دين و راستگو و امانتدار باشد و با مردم خوش رفتاري کند، مي گويند:" او شيعه است و در نتيجه باعث خوشحالي ما مي شود.
، هر دوستي که هست به نفع ما جلب کنيد و هر زشتي را از ما برطرف سازيد، زيرا که هر چه از نيکي درباره ما گفته شود، سزاواريم و هر بدي که درباره ما بگويند، ما آنچنان نيستيم. ما را در کتاب خدا(قرآن) و خويشاوندي رسول خدا(ص) حقي است، و از جانب خدا ما پاک داشته شده ايم و هر که جز ما چنين ادعايي کند، دروغگو ا ست. خدا را زياد ياد کنيد و بسيار به ياد مرگ باشيد، و قرآن را زياد تلاوت کنيد و بر پيامبر(ص) بسيار صلوات بفرستيد که در هر صلوات بر رسول خدا(ص) ده حسنه است. بدانچه شما را سفارش کردم، مراقب باشيد. شما را به خدا مي سپارم و به شما درود مي فرستم.

خبر از مهدى موعود صلوات الله عليه
دري از بهشت براي اهل نيکي در دنيا
تشريف فرمايي آن حضرت به گرگان
ثقةالاسلام كلينى در كافى و شيخ مفيد در ارشاد نقل مىكند: از حسين بن محمد اشعرى و محمد بن يحيى و ديگران كه گويند: احمد بن عبيدالله بن خاقان (وزير معتمد عباسى) وكيل املاك و مستغلات خليفه در قم و عامل اخذ ماليات از آنها بود، او در عداوت اهل بيت عليهم السلام بسيار شديد بود.
روزى در مجلس او سخن از علويان و اهل بيت و مذهب آنها به ميان آمد، احمد گفت: من كسى از علويان را در سيرت و وقار و عفت و نجابت و عزت و شرف مانند حسن بن على بن محمد بن رضا نديدم، رجال خانوادهاش و بنىهاشم او را برهمه مقدم مىداشتند، و ميان فرماندهان خليفه و وزراء و همه مردم مورد احترام و عظمت بود.
روزى بالاى سر پدرم (عبيدالله بن خاقان وزير اعظم خليفه) ايستاده بودم كه دربانها گفتند: ابن الرضا مىخواهد وارد شود، پدرم با صداى بلند گفت: اجازه بدهيد تشريف بياورند، من تعجب كردم كه دربانها چطور توانستند پيش پدرم كسى را با كنيه ياد كنند. فقط خليفه يا وليعهد خليفه يا كسى را كه خليفه كنيه مىداد، پيش پدرم با كنيه ياد مىكردند.
در آن موقع ديدم مردى گندمگون، زيبا قامت، زيبا صورت، با تناسب اندام، جوان، با جلالت و با هيبت وارد شد، پدرم چون او را ديد برخاست و به طرف او رفت، من نديده بودم كه پدرم به استقبال كسى از بنى هاشم و فرماندهان برود، چون به او رسيد دست به گردن او انداخت، صورت و سينه او را بوسيد و دستش را گرفت و او را در مصلاى خود نشانيد و خود در كنار او نشست و به او رو كرد و با او سخن مىگفت و گاهى مىگفت: فدايت شوم، من غرق تعجب بودم.
در اين بين دربان آمد و گفت: موفّق (برادر خليفه) آمد، قرار بر اين بود چون موفق نزد پدرم مىآمد، دربانان و فرماندهان از اول درب ورودى تا تخت پدرم دو طرف صف مىايستادند، موفق از ميان آنها مىآمد و مىرفت، پدرم همانطور با او صحبت مىكرد تا غلامان خاص موفق ديده شدند، در آن وقت پدرم به او گفت: خدا مرا فداى تو كند، اگر مىخواهيد تشريف ببريد مانعى ندارد. او به پا خاست، پدرم گفت: او را از پشت صفها ببريد تا امير(موفق) او را؛ نبيند، بعد پدرم با او معانقه كرد و چهره او را بوسيد و او رفت.
من به دربانان گفتم: واى بر شما! اين كيست كه پدرم با او با چنين احترامى برخورد كرد؟ گفتند: اين مردى از علويان است كه حسن بن على معروف به ابن الرضا مىباشد. تعجب من زيادتر شد، آن روز همهاش در فكر او و كار پدرم نسبت به او بودم پدرم شبها پس از نماز عشاء مىنشست و درباره جلسات و كارها و مطالبى كه بايد به محضر خليفه برسد بررسى مىكرد.
چون از كارش فارغ شد، من رفتم و پيش رويش نشستم، گفت: احمد! كارى دارى؟ گفتم: آرى، پدرجان! اگر اجازه دهى، گفت: اجازه دادم هر چه مىخواهى بگو، گفتم: پدرجان! آن مرد كى بود كه ديروز آن همه اجلال و اكرام و تجليل از ايشان نموده و خودت و پدر و مادرت را فداى او مىكردى؟
گفت: پسرم! او ابن الرضا و امام رافضه است، بعد از كمى سكوت اضافه كرد: اگر خلافت از بنى عباس برود، كسى از بنى هاشم جز او شايسته نخواهد بود، چون او در فضل، عفاف، وقار، صيانت نفس، زهد، عبادت، اخلاق نيكو و صلاح بر ديگران مقدم است، و اگر پدر او را مىديدى، مىديدى كه مردى جليل، بزرگوار، نيكو كار و فاضل است .
اين سخنان بر اضطراب و تفكر و غضب من بر پدرم افزود، بعد از آن، من پيوسته از حالات او مىپرسيدم و از كارش جستجو مىكردم ولى از هر كه از بنى هاشم، فرماندهان، نويسندگان، قضات، فقهاء و ديگر مردم سؤال مىكردم، مىديدم كه در نزد همه در نهايت تجليل و تعظيم و مقام بلند و تعريف نيكو و مقدّم بر خانواده و ديگران است و همه مى گفتند: او امام رافضه است، لذا مقام وى در نزد من بزرگ شد، زيرا دوست و دشمن درباره او نيكو گفته و ثنا مىكردند.
بعضى از حاضران از اشعريها به او گفتند: اى ابابكر! حال برادرش جعفر چگونه بود؟ گفت: جعفر كيست كه از او سؤال شود و يا با او يك جا گفته شود؟ جعفر آشكارا گناه مىكرد، بى حياء و شرابخوار بود، كمتر كسى را مانند او ديدهام كه پرده خويش را بدرد، احمق و خمار و كم ارزش بود، به خدا قسم او در وقت وفات حسن بن على پيش سلطان آمد كه تعجب كردم و فكر نمىكردم كه چنين كند.
چون ابن الرضا مريض شد، فوراً به پدرم خبر فرستاد كه او مريض است، بعد بلافاصله به خانه خليفه آمد و با پنج نفر از خادمان و خواص خليفه از جمله نحرير (مسؤول باغ وحش) برگشت و آنها را گفت كه در خانه حسن بن على باشند و حالات او را زير نظر بگيرند و به چند نفر پزشك گفت كه شب و روز از او ديدار كنند... جريان اين طور بود كه او چند روز از ربيع الاول گذشته در سال دويست و شصت از دنيا رفت، سامراء يكپارچه ضجه شد، همه مىگفتند: «ابن الرضا از دنيا رفت»... پس از آن جعفر نزد پدر من آمد و گفت: مقام پدر و برادرم را به من واگذار كن، در عوض هر سال بيست هزار دينار به تو مىدهم، پدرم او را طرد كرد و گفت: احمق! خليفه شمشير و تازيانهاش را به دست گرفت تا مردم را از امامت پدرت و برادرت برگرداند، مقدور نشد و نتوانست و تلاش كرد كه آن دو را از امامت براندازد، موفق نشد، اگر در نزد شيعه پدر و برادرت امام بودى، لازم نبود كه سلطان و غير سلطان تو را در جاى آنها قرار بدهد.
و اگر آنها به امامت تو قائل نباشند با نصب خليفه به امامت نخواهى رسيد، پدرم او را تحقير كرد و گفت اجازه ندهند كه نزد او بيايد...
رجوع شود به كافى: ج 1، ص 503، باب مولد ابى محمد الحسن بن على/ ارشاد مفيد، ص 318، حالات امام عسكرى (ع) / كمال الدين صدوق، ج 1، صص 40 - 43 ما روى فى وفات العسكرى (ع)/ شيخ طوسى در فهرست در ترجمه احمد بن عبيدالله بن خاقان و نيز نجاشى در ترجمه وى به اين مجلس اشاره فرمودهاند.
ثقه جليل القدراحمد بن اسحاق بن سعد اشعرى نقل مىكند: خدمت امام حسن (ع) رسيدم، مىخواستم از امام بعد از او بپرسم، امام پيش از سؤال من فرمود:
«يا احمد بن اسحاق ان الله تبارك و تعالى لم يخل الارض منذ خلق آدم عليه السلام ولا يخليها الى ان تقوم الساعة من حجت الله على خلقه به يدفع البلاء عن اهل الارض و به ينزل الغيث و به يخرج بركات الارض.»
گفتم: يابن رسول الله! امام و خليفه بعد از شما كيست؟ آن حضرت به سرعت برخاست و داخل اندرون شد، بعد به اتاق آمد و در شانهاش پسرى بود، گويى جمال مباركش مانند ماه چهارده شبه بود، حدود سه سال داشت، بعد فرمود: يا احمد بن اسحاق! اگر پيش خدا و امامان محترم نبودى اين پسرم را به تو نشان نمىدادم، او هم نام و هم كينه رسول خداست، زمين را پر از عدل و داد مىكند چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.
يا احمد بن اسحاق! مَثل او در اين امت مَثل خضر(ع) و مثل ذوالقرنين است، به خدا قسم او را غيبتى خواهد بود كه فقط كسى از هلاكت نجات مىيابد كه خدا او را در امامت وى ثابت نگاه دارد و به دعا در تعجيل فرجش موفق فرمايد.
گفتم: مولاى من! آيا علامتى هست كه قلب من مطمئن باشد؟ در اين وقت آن كودك با زبان عربى فصيح فرمود: «انا بقيّةُ اللّه فى اَرضه و المنتقم من اعدائه فلا تطلب اثر بعد عين يا احمد بن اسحاق.»
احمد بن اسحاق گويد: شاد و خرامان از خانه امام (ع) بيرون آمدم، فرداى آن به محضر امام بازگشتم و عرض كردم يابن رسول الله (ص)! شاديم بيش از حد گرديد در مقابل منتى كه بر من نهاديد، اين كه فرموديد: مَثل او مَثل خضر و ذوالقرنين است يعنى چه؟ فرمود: طول غيبت.
گفتم: غيبتش طولانى خواهد بود؟ فرمود: آرى، به خدايم قسم تا جايى كه اكثرى از اين امر برگردند و در امامت او نماند مگر كسى كه خدا براى ولايت ما از او عهد گرفته باشد و ايمان را در قلب او ثابت فرموده و با روح مخصوصى او را تأييد كرده باشد.
«يا احمد بن اسحاق هذا امرٌ من امر الله و سرّ من سرّاللّه و غيبٌ من غيب اِللّه فخذما آتيتك و اكتمه و كن من الشاكرين تكن معنا غدا فى عليين.»(1)

ثقه جليل القدر، داود بن قاسم ابوهاشم جعفرى كه زمان پنج امام را درك كرده است مىگويد: به خاطرم خطور كرد كه آيا قرآن مخلوق است يا غير مخلوق؟ امام عسكرى (ع) فرمود: «يا ابا هاشم الله خالق كل شى و ما سواه مخلوق.»
خدا خالق هر چيز است، غير خدا مخلوق خداست، و در نقل ديگرى آمده كه گويد: در پيش خودم گفتم: اى كاش مىدانستم ابو محمد عسكرى درباره قرآن چه مىگويد: آيا قرآن مخلوق است يا غير مخلوق؟
امام رو كرد به من و فرمود: آيا به تو نرسيده آنچه از ابى عبدالله (ع) نقل شده كه فرمود: چون قل هو الله احد نازل شد، خداوند براى آن چهار هزار بال آفريد، به هر گروهى از ملائكه كه مىگذشت به او خشوع مىكردند، نسبت پروردگار تبارك و تعالى اين است.(2)
ناگفته نماند: مسأله خلق قرآن يكى از پر جنجالترين مسائل در ميان اهل سنت بود كه در زمان عباسيان دست سياست نيز درباره آن بازى كرد و فريادها به آسمان رفت، عدهاى مىگفتند: قرآن كلام خداست، متكلم بودن خدا، مانند خود خدا قديم است و قرآن نيز قديم است و مخلوق نيست و سخن شاعر:
ان الكلام لفى الفواد و انما جعل اللسان على الفواد دليلاً
در همين زمينه است. ولى عدهاى به حادث و مخلوق بودن قرآن قائل بودند، كه رأى اهل بيت عليهم السلام نيز همان است.
باز همان ثقه جليل القدر فرموده: شنيدم امام عسكرى صلوت الله عليه مىفرمود: «ان فى الجنة باباً يقال له المعروف لا يدخله الا اهل المعروف» در بهشت درى هست كه نامش معروف است از آن در داخل بهشت نمىشود مگر اهل نيكى در دنيا. من در نفس خودم خدا را شكر كردم و شاد شدم كه براى رفع حاجتهاى مردم خودم را به زحمت مىانداختم.
امام به من نگاه كرد و فرمود: آرى، يا ابا هاشم! به كار خودت ادامه بده، اهل احسان در دنيا اهل احسان در آخرتند، خدا تو را از آنها قرار دهد و رحمتت كند. (3)
از ابو هاشم روايت شده كه گويد: از حضرت عسكرى صلوات الله عليه از آيه «ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات باذن الله» سؤال كردم.(4)
فرمود: هر سه گروه از آل محمد(ص) هستند، ظالم به نفس از آنها كسى است كه به امام معتقد نيست، مقتصد كسى است كه عارف به امام باشد، سابق به خيرات خود امام است. من پيش خود درباره كرامتى كه به آل محمد (ص) داده شده فكر مىكردم: گريهام گرفت.
امام به من نگاه كرد و فرمود: عظمت شأن آل محمد بزرگتر از آن است كه به نظرت آمده، خدا را حمد كن كه تو را به ولايت آنها معتقد و متمسك كرده است. روز قيامت با آنها خوانده خواهى شد وقتى كه هر جمعيت با امامش خوانده مىشود، تو بر خيرى.(5)
ثقة الاسلام كلينى و شيخ مفيد نقل مىكنند از اسماعيل بن محمد كه گويد: در راه ابو محمد عسكرى نشستم، چون از آنجا گذر كرد به او از فقر شكايت كرده و قسم خوردم كه نه درهمى دارم و نه زيادتر از آن. نه طعام صبح دارم و نه شب. امام (ع) فرمود: به خدا دروغ قسم مىخورى. با آن كه دويست دينار دفن كردهاى!! ولى اين حرف من بدان معنى نيست كه به تو چيزى ندهم، اى غلام! هر چه دارى به او بده، غلامش صد دينار به من داد.
بعد فرمود: تو از پولى كه دفن كرده اى در وقت حاجت محروم خواهى شد. امام (ع) راست فرمود، من آنچه امام داده بود خرج كردم، به مخارج احتياج شديدى پيدا كردم، درهاى روزى براى من بسته شد. دفينه را بيرون آوردم، چيزى نيافتم، بعد معلوم شد كه پسرم جاى آنها را دانسته و آنها را برداشته و فرار كرده است. ديگر چيزى از آنها به دست من نرسيد.
على بن محمد بن زياد گويد: به محضر أبى احمد بن عبدالله وارد شدم، نامه امام حسن عسكرى (ع) را پيش رويش ديدم كه نوشته بود: من از خدا انتقام اين طاغى (مستعين عباسى) را خواستم، خدا او را بعد از سه روز خواهد گرفت: «انى نازلتالله فى هذا الطاغى( يعنى المستعين) و هو اخذه بعد ثلاث.»
چون روز سوم رسيد، مستعين از خلافت خلع شد و آخر كارش به آن جا رسيد كه كشته شد.(6) نگارنده گويد: به واسطه شورش كه بر عليه آن خبيث به وجود آمد، خودش از خلافت خلع و با خانوادهاش به «واسط» رفت، معتزعباسى سعيد بن صالح را فرستاد تا سر مستعين را بريده پيش معتز آورد.
ابوهاشم جعفرى گويد: شنيدم امام عسكرى صلوات الله عليه مىفرمود: از گناهانى كه بخشوده نمىشود، سخن شخص است كه بگويد: اى كاش جز به اين گناه مؤاخذه نشوم: «من الذنوب التى لا تغفر قول الرجل لَيتنى لا اآخذ الاّ بهذا» من به خودم گفتم: اين بسيار دقيق است سزاوار است كه انسان از خودش و از كارش همه چيز را بررسى كند.
امام (ع) فرمود: راست گفتى يا ابا هاشم! ملازم باش به آنچه ضميرت به نظر آورد چون شرك آوردن خفىتر است از حركت مورچه ريز در روى سنگ صاف در شب ظلمانى و از حركت مورچه ريز بر روى پلاس سياه:«فقال يا ابا هاشم صدقت فالزم ما حدثت به نفسك فان الاشراك فى الناس اخفى من دبيب الذر على الصفا، فى الليلة الظلماء و من دبيب الذر على المسح الاسود.»
ابوهاشم جعفرى گويد: فهفكى از امام عسكرى صلوات الله عليه پرسيد: چرا زن مسكين و ضعيف از ارث يك سهم مىبرد و مرد دو سهم؟ فرمود: چون براى زن جهاد و نفقه (مخارج خانه) و ديه بر عاقله نيست، اينها بر عهده مردان است .
من در پيش خود گفتم: نقل شده كه ابن أبى العوجاء اين سؤال را از امام صادق (ع) كرده بود و امام همين جواب را داده بودند... امام رو كرد به من و فرمود: آرى اين سؤال ابن أبى العوجاء است، و جواب از ما يكى است وقتى كه مسأله يكى باشد، پاسخ جارى شده براى آخر ما آنچه است كه جارى شده براى اول ما، اول و آخرما در علم و كار يكى است، رسول خدا و اميرالمؤمنين بر ما فضيلت دارند «فاقبل على فقال: نعم هذه مسالة ابن ابى العوجاء والجواب منا واحد اذا كان المسالة واحدا، جرى لاخرنا ما جرى لاولنا و اولنا و آخرنا فى العلم و الامر سواء ولرسول الله و اميرالمؤمنين فضلهما.»(7)
يكى از نوادگان حضرت كاظم(ع) به نام محمد بن اسماعيل گويد: گروهى از بنى عباس و چند نفر ديگر از منحرفين به نزد صالح بن وصيف، رئيس شُرطه سامراء آمده و گفتند: ابو محمد عسكرى را كه زندان كردهاى بر او سخت گير و نگذار كه در استراحت باشد.
صالح گفت: مىخواهيد چه بكنم، دو نفر كه در نظرم از همه شريرتر بودند، بر او مأمور كرده بودم، چنان اهل عبادت و نماز شدهاند كه خارج از حد است. آنگاه گفت: آن دو را آوردند، گفت: واى بر شما! جريان شما درباره اين مرد چيست؟! گفتند: چه بگوييم در خصوص مردى كه در روز، روزه است و همه شب را مشغول به عبادت حق!! با كسى سخن نمىگويد، به غير عبادت مشغول نمىشود.
چون به او نگاه مىكنيم بند بند شانههايمان به لرزه مىافتد و چنان مجذوب مىشويم كه قدرت از دست ما مىرود، چون بنى عباس اين را شنيدند سرافکنده برگشتند.(8)

شيخ كشى در رجال خود از محمد بن ابراهيم وراق سمرقندى نقل كرده گويد: به قصد حج از وطن خويش بيرون شدم، خواستم قبل از حج به زيارت مردى از اصحاب برسم، او معروف به صدق و صلاح و ورع و خير بود، نامش بورق و در«بوشنجان» از روستاهاى هرات سكونت داشت.
چون به زيارت او رسيدم، صحبت از فضل بن شاذان نيشابورى به ميان آمد، بورق گفت: من سالى به حج رفته به خدمت محمد بن عيساى عبيدى رسيدم، او را شيخ فاضلى يافتم... عدهاى نيز با او بودند ولى همه را محزون و غمگين ديدم.
گفتم: جريان چيست؟ گفتند: ابو محمد عسكرى(ع) را زندان كردهاند من به حج رفتم، پس از اتمام مراسم حج باز به خدمت محمد بن عيسى رسيدم، ديدم شادمان است، گفتم: خبر چيست؟ گفت: امام (ع) از زندان آزاد شدهاند.
بعد من به سامراء آمدم و كتاب «يوم و ليلة» را با خود داشتم، به خدمت امام (ع) رسيدم و كتاب را به ايشان نشان داده و گفتم: فدايت شوم اگر صلاح بدانى، به آن نگاهى كرده و اظهار نظر فرمايى، امام (ع) همه آن را ورق زد و فرمود: اين صحيح است، شايسته است عمل شود، گفتم: فضل بن شاذان به شدت مريض است، مىگويند: شما نسبت به ايشان خشم گرفتهايد، چون گفته: وصى ابراهيم از وصى محمد (ص) بهتر است، ولى او چنين چيزى نگفته، بلكه به او دروغ بستهاند.
امام صلوات الله عليه فرمود: آرى به او دروغ بستهاند، خدا به فضل رحمت كند، خدا به فضل رحمت كند«رحم الله الفضل، رحم الله الفضل.» بورق گويد: چون از سامراء برگشتم ديدم فضل بن شاذان در همان ايام كه امام به او رحمت فرستاد از دنيا رفته بود.(9) ناگفته نماند كتاب «يوم وليله» تأليف يونس بن عبدالرحمان مولى آل يقطين است، كشى در رجال خود از احمد بن ابى خلف نقل مىكند گويد: مريض بودم، ابوجعفر جواد(ع) به عيادت من آمد، كتاب يوم و ليله را در بالاى سر من ديد، آن را تا آخر ورق زد و مىفرمود:«رحم الله يونس، رحم الله يونس، رحم الله يونس»( 10)
و نيز از ابوهاشم جعفرى نقل كرده گويد: كتاب يوم و ليله يونس را محضر امام عسكرى (ع) بردم، به آن نگاه كرد و ورق زد، بعد فرمود:«هذا دينى و دين آبائى حقا» (11) نجاشى در رجال خويش نقل كرده كه آن حضرت از ابوهاشم پرسيد: اين كتاب تصنيف كيست؟ جواب داد: تصنيف يونس آل يقطين، فرمود:«اعطاه الله بكل حرف نورا فى الجنة.»
ابوالقاسم كوفى در كتاب تبديل مىنويسد: اسحاق كندى در زمان خود فيلسوف عراق بود، او شروع به نوشتن كتابى در«تناقض قرآن» (نعوذ بالله) كرد، شغلش را به آن منحصر نمود و در خانه خود نشست تا بتواند آن را زود بنويسد. روزى يكى از شاگردان او محضر امام حسن عسكرى (ع) آمد.
امام فرمود:آيا در ميان شما مرد رشيد و كاملى نيست تا استادتان را از نوشتن چنين كتاب باز دارد؟!! او جواب داد: ما از شاگردان او هستيم، چگونه مىتوانيم به او در چنين كار يا غير آن اعتراضى بكنيم.
امام (ع) فرمود: آيا مىتوانى آنچه را كه من مىگويم به او بگويى؟ گفت: آرى، حضرت فرمود: پيش او برو و با او انس برقرار كن، چون با او خصوصيت پيدا كردى، بگو: براى من مسألهاى پيش آمده كه مىخواهم از تو بپرسم، او خواهد گفت: بپرس.
بگو: اگر گوينده اين قرآن بيايد و بگويد: غرض من آن نيست كه تو فكر كردهاى، آيا جايز است كه چنين باشد؟ او در جواب به تو خواهد گفت: جايز است، زيرا او آدمى است چون بشنود مىفهمد. و چون چنين جواب داد، بگو: از كجا مىدانى شايد غرض گوينده قرآن غير از آن است كه تو گمان مىكنى. در اين صورت معانى را در جايى مىنهى كه گوينده، آن را اراده نكرده است .
آن شخص پيش اسحاق كندى رفت و مطابق دستور امام با او انس پيدا كرد. و آن سؤال را از وى كرد، اسحاق پيش خود فكر كرد، ديد چنين چيزى جايز است، گفت: تو را به خدا قسم مىدهم اين سؤال را از كجا دانستهاى؟ گفت: سؤالى است كه به ذهنم رسيد و به تو گفتم.
گفت: نه هرگز، شخصى مانند تو چنين فكرى نتواند، بگو ببينم از كى ياد گرفتهاى؟ گفتم: ابومحمد حسن عسكرى مرا به اين كار امر كرد. گفت: الان راست گفتى وگرنه اين سؤال جز از بيت او خارج نمىشود، آنگاه آتشى آماده كرد وآنچه نوشته بود مبدّل به خاكستر نمود. (12)
جعفر بن شريف گرگانى گويد: سالى كه به حج مىرفتم در «سر من رأى» ( سامرّا) به خدمت امام عسكرى (ع) رسيدم، مردم آنجا مقدارى مال توسط من ارسال كرده بودند خواستم از امام بپرسم كه آن را به كجا تحويل دهم، حضرت پيش از سؤال من، فرمودند: آنچه آوردهاى به خادم من، مبارك تحويل بده، اين كار را كردم. بعد گفتم: شيعيان شما در گرگان به محضرتان سلام مىرسانند، فرمود: مگر بعد از حج به گرگان نخواهى رفت؟ گفتم: چرا، فرمود: از امروز تا صد و هفتاد روز به گرگان باز مىگردى، روز جمعه سوم ربيع الاخر در اول روز وارد آن جا خواهى شد، چون وارد شدى به آنها بگو كه در آخر همان روز من به آنجا خواهم آمد.
برو در هدايت و رشاد، بدان كه خدا تو را و ياران تو را در اين مسافرت سلامت خواهد داد، بسلامت به خانوادهات باز خواهى گشت. براى پسرت شريف پسرى به دنيا خواهد آمد، نام آن را صلت بن شريف بن جعفر بن شريف بگذارد، خداوند او را بزرگ خواهد كرد و از شيعيان ما خواهد بود.
گفتم: يابن رسول الله! ابراهيم بن اسماعيل جرجانى مردى است از شيعيان شما، به دوستان شما بسيار كمك مىكند، در هر سال بيشتر از صد هزار درهم در اين باره خرج مىنمايد و او يكى از ثروتمندان گرگان است. فرمود: خداوند به ابى اسحاق در مقابل احسانش جزاى خير بدهد، گناهانش را بيامرزد و به او پسر كامل الخلقهاى عطا فرمايد، به او بگو: حسن بن على مىگويد: نام پسرت را احمد بگذار.
من از خدمت امام مرخص شدم، خداوند مرا در سفر سلامت داد تا روز جمعه سوم ربيع الاخر در اول روز آنطور كه امام فرموده بود وارد گرگان شدم، دوستان به ديدار من آمدند، به من تهنيت مىگفتند. به آنها گفتم كه: امام صلوات الله عليه وعده كرده در آخر امروز به گرگان تشريف بياورد، آنچه لازم داريد بخواهيد و مسائل و حوائجتان را در نظربگيريد.
آنان چون نماز ظهر و عصر را خواندند همه در خانه من جمع شدند، به خدا قسم كه در يك حالت بى خبرى بوديم ناگاه ديديم كه امام تشريف آوردند و به جمع ما داخل شدند و پيش از ما به ما سلام كردند، ما از آن حضرت استقبال كرده، دست مباركش را بوسيديم.
امام صلوات الله عليه فرمودند: من به جعفر بن شريف وعده كردم كه در آخر اين روز به اين جا آيم، نماز ظهر و عصر را در سامراء خوانده با اينجا آمدم تا با شما تجديد عهد نمايم و الان به وعده خود عمل كردهام، مسائل و حوائج خويش را بگوييد.
در آن وقت، اول نضربن جابر عرض كرد: يابن رسول الله! پسرم، جابر يك ماه است كه چشمش بينايى خود را از دست داده است، دعا كنيد كه خداوند بينايى او را باز گرداند. امام (ع) فرمود: او را پيش من آوريد، حضرت دست مباركش را بر چشم او كشيد، در دم بينايى خويش را باز يافت، بعد يكى پس از ديگرى آمده از حوائج خويش سؤال مىكردند، امام حاجاتشان را برآورد و براى آنها دعاى خير كرد و همان روز برگشت.(13)
آمدن امام (ع) به گرگان نظير جريان على بن خالد و جريان آمدن تخت ملكه سباء به محضر سليمان است، و شفا دادن آن حضرت نظير كار عيسى بن مريم (ع) است كه خدا درباره او فرموده: «و أبُرى الاكمه والابرص و أُحى الموتى بإذنِ اللّه» (آل عمران/ 49)، و خبر دادن از غيب از علوم خدايى است كه در اختيار آنان عليهم السلام بود.
محمد بن على بن ابراهيم گويد: كار معاش بر ما تنگ شد، پدرم گفت: برويم محضر ابو محمد حسن عسكرى، گويند: آدم با سخاوتى است، گفتم: با او آشنايى دارى؟ گفت: نه، او را نمىشناسم و تا به حال او را نديدهام. در راه كه براى ديدن او مىرفتيم پدرم گفت: اى كاش پانصد درهم به من مىداد، دويست درهم براى لباس، دويست درهم براى آرد و صد درهم براى مخارج. من هم در دلم گفتم: اى كاش مىفرمود به من سيصد درهم مىدادند، با صد درهم الاغى مىخريدم، صد درهم براى مخارج و صد درهم براى لباس، در اين صورت به طرف قزوين و همدان براى كار مىرفتم.
چون به در خانه آن حضرت رسيديم غلامى بيرون آمد و ما را با نام صدا كرد و گفت: على بن ابراهيم و پسرش محمد داخل شوند، چون به خدمتش رسيده و سلام عرض كرديم، فرمود: يا على! چه چپز سبب شده كه تا اين وقت از ملاقات ما تأخير كردهاى؟! گفتم: يا سيدى! مقيد بودم كه در اين حال تنگدستى محضر شما آيم.
و چون از خدمت ايشان بيرون آمديم غلامش آمد و به پدرم كيسهاى داد و گفت: اين پانصد درهم است، دويست درهم براى لباس، دويست درهم براى آرد و صد درهم براى نفقه، بعد كيسه ديگرى به من داد و گفت: اين سيصد درهم است، با صد درهم الاغ بخر، صد درهم براى لباس و صد درهم براى نفقه، به سوى جبل (همدان و قزوين...) و به طرف «سورا» (14) سفر كن.
ابن كردى، راوى حديث مىگويد: او به «سورا» رفت و در آن جا زنى تزويج كرد و در يك روز چهار هزار دينار به خانهاش وارد شد، با وجود آن، قائل به وقف و از واقفيّه بود، به او گفتم: آيا دليلى روشنتر از اين به امامت او مىخواهى؟! گفت: راست مىگويى ولى ما در كارى و در گروهى هستيم كه به آن عادت كردهايم.(15)
ابوالاديان گويد: من از خدمتگزاران امام حسن عسكرى (ع) بودم و نامههاى آن حضرت را به شهرها مىبردم، روزي به خدمت ايشان رسيدم، حضرت نامههايى نوشت و فرمود: اينها را به مدائن مىبرى، پانزده روز در سامراء نخواهى بود، روز پانزدهم كه داخل شهر شدى خواهى ديد كه ناله از خانه من بلند است و جسد مرا در محل غسل گذاشتهاند.
گفتم: مولاى من! اگر چنين شود، امام بعد از شما كيست؟ فرمود: هر كه جواب نامههاى مرا از تو بخواهد، گفتم: شاهد ديگرى بفرماييد، فرمود: هر كه بر جنازه من نماز گزارد قائم بعد از من است. گفتم: باز شاهد ديگرى بفرماييد، فرمود: هر كه خبر دهد به آنچه در هميان (كيسه) است، او امام بعد از من است.
هيبت و عظمت امام مانع شد كه بگويم: آنچه در هميان است يعنى چه؟ من نامههاى آن حضرت را به مدائن بردم، و جواب آنها را گرفته، روز پانزدهم داخل سامراء شدم، ديدم همان طور كه فرموده بود از خانه امام ناله بلند است و ديدم برادرش جعفر(جعفر كذاب) در كنار خانه آن حضرت نشسته و شيعه در اطراف او، به وى تسليت و به امامتش تبريك مىگويند!!!
من از اين جريان يكه خورده و در پيش خود گفتم: اگر جعفر امام باشد، پس جريان امامت عوض شده است، چون من خودم با چشم خود ديده بودم كه جعفر شراب مىخورد و قمار بازى مىكرد و اهل تار و طنبور است، من هم جلو آمده، رحلت برادرش را تسليت و امامتش را تبريك گفتم. ولى از من چيزى نپرسيد.
دراين هنگام عقيد خادم بيرون آمد و به جعفرگفت: مولاى من! برادرت را كفن كردند براى نماز بياييد،(16) جعفر داخل خانه شد، شيعه در اطراف او بودند، سمان و حسن بن على معروف به سلمه پيشاپيش آنها بودند.
چون به صحن خانه آمديم حسن بن على صلوات الله عليه را كفن كرده و در نعش گذاشته بودند، جعفر برادر آن حضرت پيش رفت تا بر جنازه امام نماز گزارد، چون خواست تكبير نماز را بگويد، ناگاه طفيل گندمگون و سياه موى كه دندانهاى پيشينش تا حدى از هم فاصله داشت بيرون آمد و لباس جعفر را گرفته و كنار كشيد.
و گفت: عمو! كنار برو، من سزاوارترم كه بر پدرم نماز بخوانم، جعفر در حالى كه قيافهاش متغير شده بود كنار رفت، آن كودك بر جنازه امام نماز خواند و حضرت را در كنار قبر پدرش امام هادى دفن كردند.
بعد همان كودك رو كرد به من كه: اى مرد بصرى! جواب نامههايى را كه با تواست بده، من جواب نامهها را داده و پيش خود گفتم: اين دو شاهد(نماز بر جناره و خواستن جواب نامهها)، فقط هميان ماند. آنگاه پيش جعفر آمدم كه صدايش بلند بود، حاجز وشّاء كه حاضر بود به جعفر گفت: آن كودك كى بود؟!! مىخواست با اين سؤال جعفر را مجاب كند، جعفر گفت: والله تا به حال او را نديده و نشناختهام.
در آن جا نشسته بوديم كه گروهى از اهل قم آمدند و از امام حسن عسكرى (ع) پرسيدند، چون دانستند كه امام رحلت فرموده است، گفتند: جانشينش كيست؟ حاضران جعفر را نشان دادند، آنها به جعفر سلام كرده تسليت و تهنيت گفتند، و گفتند:چندين نامه و پول آوردهايم، بفرماييد: نامهها را كدام كسان نوشتهاند و پول چقدر است؟ جعفر از اين سؤال بر آشفت و برخاست و در حالى كه گرد جامههاى خود را پاك مىكرد، گفت: اينها از ما مىخواهند كه علم غيب بدانيم!! در اين ميان خادمى از خانه بيرون آمد و گفت: نامهها از فلان كس و فلان كس است و در هميان هزار دينار هست كه ده تا از آنها را آب طلا دادهاند. آنها نامهها و هميان را داده و به خادم گفتند:
هر كه تو را براى گرفتن هميان فرستاده، او امام است.
1- كمال الدين، ج 2، ص 384، باب 38، و در صص 409 تا 407 هشت روايت ديگر از آن حضرت درباره مهدى موعود (ع) آورده است.
2- بحار، ج 50، ص 257.
3- كافى/ ج 2، ص 469، كتاب الدعاء.
4- مناقب، ج 4، ص 436.
5- بحار، ج 50، ص 254.
6- مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 431.
7- بحار، ج 50، ص 259.
8- كافى، ج 1، ص 509/ ارشاد، ص 323.
9- مناقب، ج 4، ص 437.
10- كافى، ج 1، ص 512، باب مولد ابو محمد الحسن بن على/ ارشاد مفيد ص 324.
11- اصول كافى، ج 1، ص 346، باب ما يفصل به بين دعوى المحق و المبطل/ كمال الدين، ص 536، باب 49.
12- كافى، ج 1، ص 347، باب مايفصل به بين دعوى المحق و المبطل/ غيبت شيخ، ص 122.
13- بحارالانوار، ج 50، ص 263 از مختار الخرائج.
14- ارشاد مفيد، ص 320، / كافى، ج 1، ص 506 باب مولد ابى محمد العسكرى (ع).
15- در حالات مهدى موعود(ع) خواهد آمد كه تجهيز و غسل حضرت عسكرى (ع) توسط عثمان بن سعيد رضوان الله عليه بوده است.
16- كمال الدين صدوق، ج 2، ص 475، باب ذكر من شاهد القائم (ع).

آستانه مقدّسه قم كه به بركت وجود مرقد نورانى و شريف حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام در سال 1314 ش. فعاليت خود را آغاز نمود، يكى از قديمىترين موزههاى كشور محسوب مىگردد كه آثار و نفايس تاريخى و هنرى فراوانى در آن نگهدارى مىشود. تنوع موضوعى آثار تاريخى، از ويژگىهاى اين موزه به شمار مىرود كه از آن جمله است:
1. گنجينه قرآنهاى نفيس خطّى.
2. مسكوكات ادوار اسلامى و پيش از اسلام.
3. آثار كاشيكارى.
4. ظروف سفالينه.
5. تابلوهاى نقاشى.
6. آثار خاتمكارى و منبّتكارى.
7. آثار حجّارى.
8. پارچههاى ابريشمى دستبافت.
9. قالى و قاليچههاى ابريشمى دستبافت.
اينك به جهت اهميت موضوع، ابتدا براى آشنايى با بخش قرآنهاى نفيس خطّى موزه، توضيحاتى ارائه و سپس قرآن منسوب به امام حسن عسكرى عليهالسلام معرفى مىشود.
اين بخش به لحاظ تعداد آثار و برخوردارى از شيوههاى ممتاز هنر «كتابآرايى» مانند تذهيب، تجليد و خوشنويسى اهميت بسيار زيادى دارد. برخى از قرآنهاى موزه در قرون آغازين حيات اسلام، يعنى در قرن دوم و سوم همزمان با حكومت خلفاى عباسى كتابت شده و برخى نيز در ساير ادوار اسلامى، مصادف با دوره حكومت آل بويه، سلجوقيان، ايلخانيان، تيموريان، صفويان و قاجاريه كتابت شده است.
قديمىترين قرآن موزه در سال 198 ق. نوشته شده و در آغاز آن، نام مأمون ـ خليفه عباسى ـ مشهود است. بعضى از قرآنها روى پوست، برخى روى پارچه و مابقى روى انواع كاغذ نوشته شده است.
|
قديمىترين قرآن موزه در سال 198 ق. نوشته شده و در آغاز آن، نام مأمون ـ خليفه عباسى ـ مشهود است. بعضى از قرآنها روى پوست، برخى روى پارچه و مابقى روى انواع كاغذ نوشته شده است. |
قرآنهاى موزه عمدتا به خط كوفى، ثلث، نسخ، محقق و ريحان مىباشد كه برخى،ازابتدا تا انتها به يك شيوه خط خوشنويسى و تعدادى ديگر به شكل توأمان نويسى، كتابت شده است.
اكثر آيات قرآن با مركّب مشكى و برخى ديگر نيز با آب طلا و رنگ لاجوردى تحرير شده است. بخشى از قرآنهاى موزه داراى ترجمه فارسى است كه در بعضى از آنها همزمان با كتابت متن آيات، نگارش ترجمه نيز به دنبال آن انجام پذيرفته ولى در برخى از نسخهها پس از سپرى شدن مدت زمانى طولانى ترجمه فارسى به خط نسخ يا نستعليق بر آن افزوده شده كه تنوع سبك «ترجمه» در دورهها و قرون مختلف ـ كه بيانگر سير تاريخى تحول زبان و ادب پارسى است ـ از نكات حائز اهميت در قرآنهاى مترجَم مىباشد.
در اين بخش، آثار ارزشمندى از خطاطان ادوار اسلامى همچون: ميرزا احمد نيريزى، فيض الله لاهورى، شمسالدّين عبدالله، دوست محمد بن سليمان الهروى و على نقى بن محمد كبير ربّانى، موجود مىباشد.
اكثر صفحات قرآنها با بهرهگيرى از هنر زيبا، ظريف و پر كار «تذهيب» مزيّن شده و با استفاده از نقوش زيباى گل و بوته اسليمى، تُرَنج، سرترنج، لچك ترنج، شمسه و شرفه، جدول كشى و كمند زرين، زنجيره و به كمك انواع رنگها مانند لاجورد، شنجرف و طلا به شيوهاى بسيار زيبا و دلانگيز آراسته شده است.
قرآنهاى موزه عمدتا داراى انواع جلدهاى زيبا شامل جلد چرمى ساده، چرمى سوخت ضربى، سوخت معرّق، جلد طلاكوب، جلد روغنى (لاكى) با تزئينات گل و مرغ و بوته و همچنين برخى قرآنها داراى جلد طلاپوش با سرطبل مىباشد.
اينك به معرفى يكى از قرآنهاى نفيس موزه مىپردازيم:
اين قرآن به شماره 1204 در «دفتر اموال فرهنگى موزه» به ثبت رسيده و تمامى صفحات آن به خط كوفى نوشته شده است.
اين اثر گرانقدر، با توجه به نوع خط و نوع تزئينات و كتابت آن بر روى پوست، به قرن سوم هجرى تعلق دارد.
قرآن مورد بحث، داراى 324 ورق است و ابعاد هر ورق 17 × 5/23 سانتيمتر و داراى قطع وزيرى كوچك بياضى است. جلد آن چرمى با نقوش ترنج و سرترنج و لچك ترنج ضربىاست.
|
در آخرين صفحه قرآن، ذيل كادر مستطيلى كه داراى نقوش ساده گياهى است، عبارتى الحاقى و متفاوت با خطّ اصلى قرآن (كوفى) در دو سطر، به خط نسخ كهن مشاهده مىشود كه به واسطه آن، اين قرآن شريف به امام حسن عسكرى عليهالسلام نسبت داده شده است. متن عبارت چنين است: «...حسن بن على رضىالله... سنه احدى...» |
وقف اين كتاب به آستانه مقدسه حضرت معصومه عليهاالسلام در دوره صفوى صورت گرفته است. واقف اثر، شاه قلى مُهردار(1) استدر سال 956 ق. به وقف آن اقدام نمودهو وقفنامه در ابتداى كتابت مشاهده مىشود.
هر صفحه از قرآن، داراى دوازده سطر است. سر سورهها و ترنجهاى حواشى صفحات با قلم زرّين كتابت شدهوصفحات اوليه قرآن داراى رادّهنويسى(2) است.
خط كوفى به كار رفته در اين قرآن، از جمله خطوطى است كه از نظر رعايت دقيق اصول «خوشنويسى» اهميت فوق العاده داشته و از نقطه نظر زيبايى شناختى و مهارتهاى گرافيكى، بسيار حائز اهميتاست.
در اين اثر گرانقدر دو شيوه اعراب گذارى را مشاهده مىشود:
1. اعراب گذارى به شكل نقطههاى شنجرفى.
2. اعراب گذارى رايج معمولى (به شكل فتحه، كسره، تشديد و...)
البته هر دو نوع آن، الحاقى است و بعدها پس از كتابت قرآن به انجام رسيده؛ ليكن اعراب گذارى با نقطه شنجرفى، از قدمت بيشتر و اعراب گذارى دوم، از قدمت كمترى برخوردار است.
يادآورى اين مهم خالى از فايده نيست كه قرآنهاى مكتوب در صدر اسلام تا سال 67 ق. فاقد اعراب بودند؛ بعدها چون قرائت قرآن بدون اعراب باعث بروز برخى مشكلات مىشد، لزوم اعراب گذارى قرآن ضرورت يافت.
بنابر قول مشهور، اميرمؤمنان علىبن ابيطالب عليهالسلام شاگردش ابوالأسود دوئلى (متوفّاى 69 ق.) را امر فرمود كه به منظور حفظ و پاسدارى از زبان عربى ـ به ويژه جهت تسهيل در امر قرائت قرآن ـ قواعدى وضع كند.
ابوالأسود براى نشانه گذارى فتحه، كسره و ضمّه، «نقطه» را انتخاب كرد كه با رنگى متفاوت با خط قرآن نوشته مىشد؛ بدين ترتيب كه براى فتحه، يك نقطه بالاى حرف و براى كسره، يك نقطه در زير حرف و براى ضمّه، يك نقطه در وسط يا در جلوى حرف قرار مىدادند و دو نقطه، علامت تنوين بود.
اين روش تا سال 175 ق. (اواخر قرن دوم) ادامه داشت؛ در عهد خلافت سفّاح، خليل بن احمد فراهيدى، نقطههاى ابوالأسود را به نشانههاى ـَـِـُ تبديل نمود و همچنين وى توانست همزه، تشديد و تنوين را وضع نمايد.
همانگونه كه اشاره شد، در اين كتاب شريف علاوه بر اعراب گذارى به نقطه، در بسيارى صفحاتْ اعراب رايج فعلى با مركّب مشكى به شكل فتحه، كسره، سكون، تشديد و... مشاهده مىشود كه به شكلى بسيار ابتدايى و غير هنرى انجام شده و به زيبايى صفحات قرآن لطمه وارد نموده است. اين اعراب گذارى، الحاقى است و به نظر مىرسد مدتها پس از كتابت متن قرآن صورت گرفته باشد.
در آخرين صفحه قرآن، ذيل كادر مستطيلى كه داراى نقوش ساده گياهى است، عبارتى الحاقى و متفاوت با خطّ اصلى قرآن (كوفى) در دو سطر، به خط نسخ كهن مشاهده مىشود كه به واسطه آن، اين قرآن شريف به امام حسن عسكرى عليهالسلام نسبت داده شده است. متن عبارت چنين است:
«...حسن بن على رضىالله... سنه احدى...»
در مورد قرآن مورد بحث، اگر چه دليل قطعى بر اين انتساب در دست نداريم ـ چون نوع خط و شيوه كتابتِ عبارتى كه باعث انتساب اين قرآن شده با شيوه كتابت و نوع خطى كه در سراسر قرآن مشاهده مىشود متفاوت است ـ اما از آنجا كه ائمه معصومين عليهمالسلام خود در زمره كُتّاب و حُفّاظ قرآن و مهمتر اين كه نزديكترين افراد بشر و عاملترين آنها به قرآن محسوب مىشوند، لذا هيچ بُعدى ندارد كه برخى قرآنها توسط ائمه معصومين عليهمالسلام كتابت شده و از گزند حوادث مصون مانده و به دست ما رسيده، اگرچه فاقد نام كاتب باشد.
البته علاوه بر قداست ويژهاى كه قرآن كريم دارد، شرافت و عظمت كاتب نيز ـ به ويژه اگر امام معصوم عليهالسلام باشد ـ امتياز ديگرى بر اين كتاب الهى و معجزه جاويد نبوى، مىافزايد.
همان گونه كه اشاره شد، وقف اين قرآن به آستانه حضرت معصومه عليهاالسلام در دوره صفوى توسط «خليفه شاه قلى مُهردار» صورت پذيرفته و داراى وقفنامهاى در 9 سطر است كه مفاد آن به شرح ذيل مىباشد:
«بسم الله الرّحمن الرّحيم، الحمدلله الّذى جعل الوقف ذريعة لنيل السّعادات الاُخروية فى دارالقرار والصّلوة والسّلام الاتّمان و الاكملان الاشرفان على سيّدالأنبياء والمرسلين محمّد و آله الطاهرين الاخيار و بعد فقد وقف هذا المصحف المجيد الذى لا يأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حكيم حميد، الحضرت الأمير الجليل عمدة الأجلاّء فى زمانه خليفه شاه قلى مُهردار على المؤمنين المتوطّنين و المجاورين والزّايرين روضة السّيّدة العلّية، العلوية الزّكية الطّاهرة النّقية سليلة ائمّه اطهار ستّى فاطمة بنت الامام الهمام ابى ابراهيم موسى بن جعفر صلوات الله و سلامه عليهما و عليها مشروط بأن يكون المصحف الشّريف موضوعا فى داخل قُبّتها الشّريفة ولايخرج منها الى مكان من الأمكنة لايرهن ولابغيره، وقفا صحيحا شرعيا مؤبّدا مخلّدا بحيث لا يورث ولا يباع ولا يرهب ولا ينقل بوجه من الوجوه ولابغير، فمن غيّره او بدّله فانّما اثمه على الّذين يبدّلونه. و كان ذلك فى شهر ربيع الاوّل المنتظم فى سلك شهور سنة ستّ و خمسين و تسعمائة هجرية و الحمد وحده العزيز.»
در اين «وقفنامه» ضمن حمد و ثناى الهى، به وقف اين قرآن شريف بر جميع مؤمنان، ساكنان، مجاوران و زائران حرم حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام دختر موسى بن جعفر عليهالسلام اشاره شده، و تاريخ وقف در انتهاى وقفنامه، 956 ق. (همزمان با حكومت شاه طهماسب اول صفوى 930 - 984 ق.) تصريح شده است.
1. «مُهردار»: از سمتهاى رايج دربار صفوى.
2. «رادّه نويسى»: روشى در تنظيم كتاب است. در گذشته چون شماره گذارى صفحات مرسوم نبوده، اين شيوه رواج داشته است. در اين روش، اولين كلمه صفحه ما بعد، در ذيل صفحه ماقبل نيز نوشته مىشد تا با كمك آن، ترتيب صفحات مشخص شود و پشت سر هم قرار گيرد.
بهزاد يوسفزاده"
مجله كوثر، شماره 60.

"سپاه پاسداران در سايه روحيه انقلابي و معنويتي كه از سرچشمه جوشان دل منور و روح مصفاي آن امام عارفان و قدوه صالحان پيوسته مي جوشيد و بيش از همه، جوانان رزمنده و خالص سپاه و بسيج را سيراب مي كرد، توانست نقش تعيين كننده اي را در دفع حمله ايادي استكبار به جمهوري اسلامي ايفا كند و در كنار ارتش و با به كارگيري بسيج مردمي، درس تلخي به دشمنان اسلام بدهد و حفظ استمرار نظام جمهوري اسلامي را تضمين كند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه مولود مبارك انقلاب اسلامي است، در همه جهان پس از صدر اسلام پديده بي سابقه اي است. اين پديده در حقيقت، مظهر عيني و مجسمي است براي شعارهاي انقلاب اسلامي، شعار ايستادگي در مقابل همه قدرتهاي بزرگ با سلاح اتكال به خدا، شعار ايستادگي در مقابل همه قدرتهاي بزرگ با سلاح اتكال به خدا، شعار غلبه خون بر شمشير و شعار حركت براي نجات مستضعفان و از همين رو است كه سلطه هاي بزرگ در سراسر جهان با چشم انزجار و نفرت، بدين پديده الهي مي نگرند چنانكه به انقلاب اسلامي."
مقام معظم رهبري و فرماندهي كل قوا
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي "مد ظله العالي"
تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي: در نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 بنا به فرمان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) به جوانان غيور و انقلابي ايران اسلامي، عده اي از دلسوختگان راستين و پيروان صديق ولايت فقيه گردهم جمع شدند و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را پي ريزي كردند.شايد در آن روزهاي نخست كه هدف سپاه را پاسداري از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن مطرح مي كردند، تصور نمي رفت كه چه مسئوليت سنگين و رسالت خطيري به عهده اين تشكيلات تازه تأسيس خواهد بود؛ اما از آنجا كه محرك حضور در اين نهاد خدمت بي شائبه به انقلاب اسلامي و اطاعت محض و عاشقانه از مقام والاي ولايت فقيه بود جملگي به عنوان بازوي توانمند ولايت فقيه، خويشتن را براي هر نوع مأموريت محوله آماده كرده بودند.
حضرت امام خميني (ره) در دوم ارديبهشت سال 1358 طي فرماني به شوراي انقلاب اسلامي رسماً تأسيس اين نهاد مقدس را اعلام كردند و شوراي انقلاب با تأسيس شوراي فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گام اساسي را در جهت سازماندهي اين نهاد برداشت. سپاه نهادي نظامي در جهت اهداف و آرمانهاي والاي انقلاب اسلامي است و نامگذاري سالروز ولادت سالار شهيدان به نام روز پاسدار از اين جهت است كه سپاه آرماني بزرگ و مقدس دارد كه حفاظت و نگهباني از نظام و حكومتي است كه براساس اسلام ناب محمدي (ص) برپا شده است و داعيه تحقق نسبي آن را در جهان امروزي دارد و دامنه اين آرمان تا زمان حكومت عدل جهاني امام مهدي (عج) نيز گسترده است و بدين لحاظ سپاه در افقي فرازمند، داراي آرمانهاي مكتبي، انساني و جهانشمول كه بايد هميشه حركت خود را بدان سوي جهت دهد. سایت تبیان
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|